عملیات طریق القدس

عملیات طریق القدس

آزاد سازی سوسنگرد و بستان و تأمین مرزهای بین المللی


جمهوری اسلامی ایران تنها دو ماه پس از پیروزی در عملیات ثامن الائمه (ع)، عملیات طریق القدس را در سال دوم جنگ (آذرماه سال 1360) با سرعت بسیار و بر پایه تحولات جدید و شور و هیجان ایجاد شده در كشور، به عنوان بزرگ ترین عملیات خود در مقیاس گسترده، طرح ریزی كرد. سازماندهی نیروهای داوطلب با انگیزه شهادت طلبی در سازمان سپاه و در آستانه فرا رسیدن ماه محرم، برجسته ترین ویژگی این عملیات بود.

با موفقیت عملیات ثامن الائمه (ع)  كه نشان داد طراحی و انجام عملیات های گسترده با سبك و شیوه جدید امكان پذیر است – فرماندهان سپاه و ارتش طی جلسات متعددی شرایط جدید را مورد بررسی قرار داده و مبتنی بر آن

1-    انهدام هر چه بیشتر ماشین جنگی عراق.

2- دست یافتن به مواضعی مناسب جهت كم كردن خطوط پدافندی و نهایتاً آزاد سازی نیروهای خودی از پدافند به منظور افزایش توان خودی در عملیات بعدی.

3-    آماده شدن برای انجام عملیات نهایی و آزاد سازی گام به گام مناطق اشغالی.

مبتنی بر این استراتژی، دوازده طرح موسوم به «كربلا» تهیه شد كه میزان تناسب توان خود با ظرفیت مورد نیاز منطقه عملیاتی، وضعیت زمین از جنبه نظامی و نیز اهمیت          منطقه عملیاتی، از عوامل اصلی در تعیین تقدم هر یك از طرح های مزبور بود، بر همین اساس، پس از مباحث مختلف میان فرماندهان سپاه و ارتش عملیات طریق القدس به عنوان اولین گام از سلسله عملیاتكربلا طراحی و به مرحله اجرا در آمد.

اهداف عملیات

مهم ترین اهداف عملیات طریق القدس عبارت بودند از :

- آزاد سازی شهر بستان و بیش از 50 روستای منطقه

- انهدام نیروهای دشمن در منطقه با استعداد بیش از یك لشكر

- قطع ارتباط بین دو نیروی عمده در مناطق عمومی اهواز و دزفول

- رسیدن به هور و امكان نفوذ در خاك عراق.

علل انتخاب منطقه

پس از پاكسازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه كارون در عملیات ثامن الائمه(ع)، هنوز در جبهه جنوب سه منطقه در اشغال دشمن قرار داشت كه عبارت بودند از :غرب روخانه كارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه كرخه. این مناطق از نظر وسعت، هدف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن دارای موقعیت های متفاوتی بودند، بنابراین با توجه به توانایی و امكانات نیروهای خودی برای انجام عملیات، منطقه سوسنگرد و بستان برای عملیات انتخاب شد.

موقعیت منطقه

منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز قرار داشته و دارای زمین های مرتفع، پست و هموار می باشد كه از شمال به ارتفاعات الله اكبر، میش داغ و تپه های رملی، در جنوب به رودخانه نیسان و هویزه، در غرب، از یك سو به دغاغله و رودخانه نیسان و از سوی دیگر، به رودخانه سابله و نهر عبید و روستای صالح حسن و از آن جا به سمت تپه های رملی در شمال امتداد می یابد و از شرق به هورالهویزه و تنگه چزابه و مرزهای بین المللی محدود می شود.

زمین منطقه در شمال، رملی و از جنس ماسه های بادی است. سمت بیشتر ارتفاعات منطقه، از شمال غربی به جنوب شرقی و شیب زمین در مكان های مختلف، متفاوت است.  رودخانه های این منطقه شامل رودخانه كرخه با عرض تقریبی 25 تا 400 متر و عمق 5/1 تا دو متر است كه عبور از آن بدون استفاده از پل های موجود، غیر ممكن می باشد؛ رودخانه كرخه كور در حمیدیه كه از رودخانه كرخه منشعب شده و تغییر مسیر می دهد؛ نهر سابله به عنوان شاخه ی جدا شده از كرخه و نهر نیسان به عنوان شاخه اصلی، جدا شده از كرخه كه ابتدا به نام مالكیه وارد سوسنگرد شده و از آن جا به بعد نهر نیسان نامیده می شود.

عوارض مصنوعی منطقه به این شرح بود: جاده آسفالته سوسنگرد - پله سابله- بستان؛ جاده معروف به تعاون كه دشمن ساخته بود و از حد فاصل بستان – سابله به پل نیسان و به سمت جفیر امتداد داشت؛ میدان های مین و مواضع احداثی دشمن. آبادی های این منطقه شامل دهلاویه، بردیه، دغاغله، سابله، چزابه و دیگر روستاها می باشد.

وضعیت دشمن

ارتش عراق پس از ناكامی در تصرف سوسنگرد و پیشروی به سمت اهواز، در خارج از شهر و غرب سوسنگرد مواضع پدافندی خود را با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی در محور جابر حمدان در شمال رودخانه كرخه و محورهای دهلاویه، سویدانی و هویزه در جنوب كرخه به گونه ای مناسب تحكیم و تثبیت كرد.

عراقی ها پس از عملیات ثامن الائمه (ع) و تحمل ضربه مهلك ناشی از آن، تمام توان خود را برای شناسایی تحركات و مقاصد نیروهای خودی بسیج كرد و تا 60 درصد موفق به كشف این اطلاعات شد. اما به دلیل نقص اطلاعات، همچنان در تردید به سر می برد و در تجزیه و تحلیل خود به این نتیجه رسیده بود كه یكی از راه كارهای احتمالی نیروهای خودی، تمركز تلاش اصلی برای عملیات، در محور غرب سوسنگرد، عبور از پل سابله به سمت بستان و نیز تلاش پشتیبانی، از شمال كرخه و محور الله اكبر، جنوب ارتفاعات رملی به سمت غرب و تنگه چزابه می باشد. دشمن برای مقابله با این راه كارها، تركیب و شكل استقرار نیروهای خود را با استفاده از موانع موجود آرایش داد. ارتش عراق كه برای پشتیبانی و تقویت نیروهای خود به پل های روی رودخانه های كرخه و سابله و جاده های شمالی جنوبی متكی بود، حفاظت و حمایت از پل ها را تشدید كرد. در عین حال، عوارض رودخانه های منطقه تحرك فوق العاده و پشتیبانی سریع را برای دشمن غیر ممكن كرده بود.

استعداد دشمن

نیروهای دشمن در شمال كرخه تیپ 26 زرهی از لشكر 5، تیپ 93 پیاده از لشكر 4 پیاده كوهستانی، گردان 1 پیاده از تیپ 23، تیپ 31 و 32 نیروی مخصوص و نیروهای جیش الشعبی بود.

نیروهای دشمن در جنوب كرخه شامل تیپ های 25 مكانیزه و 16، 30 و 96 زرهی از لشكر 6 زرهی، تیپ 48 پیاده از لشكر 11 پیاده، تیپ 12 زرهی از لشكر 3 زرهی، یك گردان ازتیپ 32 نیروی مخصوص، گردان 20 دفاع الواجبات، نیروهای كماندویی لشكر 7 پیاده و نیروهای جیش الشعبی بود.

دشمن پس از آگاهی از سمت تك نیروهای خودی اقدامات زیر را انجام داد:

1-    جابه جایی تیپ 30 زرهی با تیپ 35.

2-    تقویت منطقه غرب سوسنگرد با تیپ 30 نیروی مخصوص.

3-    تمركز تیپ 31 نیروهای مخصوص و گروه های كماندو در شمال كرخه، تنگه چزابه و پل های كرخه.

4-    ایجاد تمركز در گردان های تیپ 12 در شمال كرخه و تنگه چزابه به عنوان نیروی احتیاط و پاتك.

5-    ایجاد تمركز در تیپ 48 پیاده و تیپ 93 در مثلثفینیخی و شمال كرخه.

6-    ایجاد تمركز در گردان های تیپ 26 شمال كرخه به ویژه خطوط دوم.

7-    تقویت خطوط دفاع غرب سوسنگرد یا تیپ 30 زرهی، گردان هایطارق و المثنی.

8- جابه جایی تیپ 10 زرهی از منطقهمسیله به حوالی قرارگاه لشكر 6 زرهی به عنوان احتیاط آن لشكر برای اجرای تك در منطقه غرب سوسنگرد.

9-    تمركز در ذخیره مهمات توپخانه و تانك و سلاح ضد تانك و ضد هوایی و افزایش مهمات خطوط اول.

10- تمركز در تقویت نیروی حمایت از پل ها و تقویت سلاح و مهمات مربوط به آن.

اقدامات نیروهای خودی پیش از عملیات

مهم ترین اقدامات نیروهای خودی حد فاصل عملیات های ثامن الائمه (ع) تا طریق القدس، عبارت بودند از:

1- شناسایی خطوط و عمق دشمن؛ مهمترین شناسایی عمق با هدف انهدام دشمن در شمال غربی رودخانه نیسان شامل منطقه غرب سوسنگرد و حاشیه هور و از پشت دشمن در روستاهای دفار، نهركسر، شیخ محمود و تا حوالی بیت نعمه می شد. برای شناسایی معابر خودی به دشمن و برعكس، شناسایی موانع مصنوعی شامل میادین مین، خاكریزها و سایر تاسیسات و نیز شناسایی و ثبت تحركات و استعداد پشتیبانی دشمن اعم از هوایی، هوانیروز، توپخانه و پدافند هوایی اقداماتی انجام گرفت. هم چنین منطقه شمال كرخه در حدفاصل جناح دشمن و ارتفاعات میشداغ در منطقه رملی نیز شناسایی شد كه اطلاعات آن بسیار حائز اهمیت بود و منجر به طرح ریزی عملیات به صورت احاطه ای شد و جاده معروف بر روی منطقه رملی نیز بر اساس همین اطلاعات و برابر نیاز عملیات احداث شد و بدین ترتیب، امكان دسترسی نیروهای خودی در خیز اول به عقبه دشمن در تنگه چزابه فراهم شد.

2- سازماندهی نیروهای مردمی به كوشش و تدبیر سپاه پاسداران، به گونه ای كه در محاسبات عملیات، میزان استعداد و توان سپاه به عنوان یكی از عوامل تعیین كننده در آغاز عملیات و كسب موفقیت مورد تاكید قرار گرفت.

3- طرح ریزی عملیات بر پایه شناسایی از منطقه وتوان موجود نیروهای خودی و انجام دادن برخی جابه جایی ها و تقویت منطقه كه با ظرافت و دقت خاصی انجام گرفت.

4-    نزدیك كردن خطوط خودی به دشمن با ایجاد خاكریزهای كوتاه.

5-    اجرای طرح آب برای محدود كردن خطوط پدافندی و آزاد كردن نیرو.

6-    احداث جاده ای به طول 15 تا 20 كیلومتر در زمین های رملی شمال منطقه عملیاتی.

در پی شهادت برخی از فرماندهان ارتش و سپاه پس از عملیات ثامن الائمه(ع)، انتصاب های جدید موجب تغییراتی در مدیریت جنگ شد كه در گسترش و تأمین همكاری سپاه و ارتش نقش به سزایی داشت.

سازمان رزم خودی

 در این عملیات، نیروهای سپاه پاسداران برای اولین بار در قالب «تیپ» شركت داشتند كه عبارت بودند از:

تیپ 1 عاشورا با استعداد 9 گردان پیاده.

تیپ 2 كربلا با استعداد 3 گردان پیاده.

تیپ 3 امام حسین (ع) با استعداد 8 گردان پیاده.

تیپ امام سجاد (ع).

تیپ امام حسن(ع) با استعداد 3 گردان پیاده (به عنوان احتیاط عملیات).

هم چنین، یگان های ارتش متشكل بودند از :

تیپ 3 از لشكر 92 زرهی.

تیپ های 1 و 2 از لشكر 16 زرهی.

تیپ 1 از لشكر 77 پیاده.

8 گردان توپخانه.

طرح مانور

طرح كلی مانور عملیات به شرح ذیل تهیه و تصویب شد:

الف- تلاش اصلی:

با توجه به تحلیل و ارزیابی فرماندهان از نوع آرایش نیروهای پدافندی دشمن و نیز تفكر حاكم بر فرماندهان ارتش عراق و نوع نگرش آنان نسبت به توانایی نیروهای انقلابی و عدم باور دشمن نسبت به امكان عبور قوای خودی از منطقه رملی شمال عملیات، این منطقه به عنوان فلش اصلی عملیات انتخاب شد تا موجب غافلگیری دشمن شود، بر همین اساس، مقرر شد شمال كرخه با استفاده از یك مانور احاطه ای و با به كار بردن یك تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه پاكسازی شده و تنگه چزابه تامین می شود.ب – تلاش پشتیبانی: به منظور حمایت از تلاش اصلی و تامین منطقه جنوبی عملیات، یك مانور جبهه ای با استفاده از دو تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه تصویب شده كه ضمن پشتیبانی از تلاش اصلی، اهداف دیگری را دنبال می كرد كه عبارت بودند از: آزادسازی بستان و منطقه غرب سوسنگرد و نیز دستیابی به كرانه شمالی رودخانه نیسان و سواحل شرقی هورالعظیم.

شرح عملیات

عملیات در ساعت 00:30 بامداد 8/9/1360 با عبور نیروهای پیاده یگان های سپاه از میادین مین و مواضع دشمن، در چند محور به طور هم زمان آغاز شد. نیروهای عمل كننده در محور شمال عملیات، در همان ساعات اولیه درگیری موفق شدند مواضع نیروهای عراقی را در خطوط اول تصرف كرده و نیروهای احتیاط دشمن را در پشت خطوط پدافندی منهدم كنند. میزان موفقیت اولیه یگان های سپاه در محور شمال به حدی بود كه فرمانده تیپ زرهی ارتش نیز به گردان های زرهی و مكانیزه خود فرمان داد تا از معابر بازشده با چراغ روشن عبور كرده و ضمن انهدام دشمن و حمایت از نیروهای پیاده خودی به سوی هدف های خود در عمق منطقه پیشروی كنند. به این ترتیب، در ساعت 6 بامداد روز اول عملیات، تیپ امام حسین (ع) به همراه یك گردان از تیپ 3 زرهی از لشكر 92 موفق شدند تنگه چزابه را تصرف و تامین كنند. در این محور تا ساعت 9 صبح روز اول، تمامی اهداف تعیین شده، تامین گردید.

در محور جنوبی عملیات، اوضاع به گونه ای دیگر بود. دشمن كه فلش اصلی عملیات نیروهای ایرانی را از این محور می دانست، با بهره گیری از موانع متعدد و هوشیاری نیروهایش به سختی مقاومت كرده و مانع پیشروی قاطع نیروهای ایرانی شده بود. نیروهای خودی به رغم شكستن برخی از خطوط اولیه و تصرف پل سابله، با روشن شدن هوا مجبور به عقب نشینی شدند.

با بروز شرایط سخت در محور جنوبی عملیات، تصمیم گرفته شد كه نیروهای خودی در شمال با ورود به منطقه ابوچلاچ (منطقه كوچك محصور بین شاخه های رودخانه كرخه درغرب بستان) به سوی شرق و جنوب شرقی پیشروی نموده، بستان و منطقه سابله را تصرف و تأمین نمایند.

این مرحله از عملیات در روز دوم با ورود یگان های سپاه به منطقه ابوچلاچ تحقق یافت و شهر بستان پس از 420 روز اشغال آزاد شد.

متعاقب ورود نیروهای خودی به مثلث سابله و پیشروی به سوی ساحل شمال رودخانه سابله و نهر عبید نیروهای باقی مانده عراقی موضع خود در این منطقه را ترك و به جنوب رودخانه سابله گریختند.

روزهای سوم تا پنجم عملیات با تبادل آتش بین طرفین و تلاش نیروهای خودی برای نگهداری و تحكیم مواضع متصرفی سپری شد.

در روز ششم عملیات (13/9/1360) دشمن سعی كرد تا از تعلل نیروهای ایرانی در اتخاذ یك پدافند مطمئن و مستحكم، در منطقه مثلث شكل شمال سابله، سود جسته و آن را مجددا به تصرف خود درآورد و از آن طریق بستان را در معرض تهدید قرار دهد. اما هوشیاری نیروهای خودی و حضور به موقع نیروهای تقویتی (پیاده و زرهی) در قسمت شمال پل سابله، موجب شد تا دشمن با تحمل تلفات سنگین چندین كیلومتر عقب نشینی نموده و در جنوب سابله مستقر شود.

نقطه پایان عملیات طریق القدس، تلاش نیروهای خودی برای پاكسازی محدوده ای به وسعت 70 كیلومتر مربع بود كه بین جنوب سابله و شمال رودخانه نیسان قرار داشت و همچنان در اشغال نیروهای عراقی باقی مانده بود. فرماندهان خودی پس از انجام مباحث مانور و اقدامات شناسایی و آماده سازی نیروها، قصد داشتند این منطقه را نیز آزاد نمایند؛ لیكن قبل از شروع عملیات، فرمانده عراقی به اشتباه تاكتیكی خود مبنی بر حضور در یك منطقه محصور با موانع طبیعی پی برده و بر همین اساس، در تاریخ 30/9/1360 در پوشش آتش شدید توپخانه به طرز ماهرانه ای نیروهای خود را از منطقه مزبور خارج ساخت و در نتیجه، انجام عملیات نیروهای خودی منتفی شد.

نتایج

با اجرای عملیات طریق القدس، اولین مرحله از استراتژی جدید تحت عنوانكربلای 1 با موفقیت به پایان رسید و نتایج زیر را به دنبال داشت:

1- آزاد سازی 650 كیلومتر مربع از خاك جمهوری اسلامی شامل شهر بستان، حدود 70 روستا، 5 پاسگاه مرزی و نیز تنگه استراتژیك چزابه.

2-    تجزیه شدن قوای سپاه سوم عراق، كه با توانی بیش از 6 لشكر بخش های خوزستان را تحت اشغال داشت.

3-    موفقیت ابتكار عبور از منطقه رملی.

4-    خسارات وارده به دشمن به شرح زیر:

تانك 170

 نفربر 150

خودرو  250

توپ ضد هوایی  30

دستگاه مهندسی 120

توپ صحرایی  19

هواپیما  13

هلی كوپتر  4

كشته و زخمی شدن حدود 8500 نفر و به اسارت در آمدن 546 نفر از نیروهای دشمن

رزمایش بزرگ "حامیان ولایت" نیروی زمینی سپاه آغاز شد

خبرگزاری فارس: رزمایش بزرگ "حامیان ولایت" نیروی زمینی سپاه آغاز شد
سردار پاکپور خبر داد:
رزمایش بزرگ "حامیان ولایت" نیروی زمینی سپاه آغاز شد

خبرگزاری فارس: رزمایش بزرگ "حامیان ولایت" نیروی زمینی سپاه از صبح امروز شنبه در منطقه عمومی جهرم آغاز شد.

 به گزارش خبرگزاری فارس، سردار محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اعلام این خبر گفت: این رزمایش از سلسله رزمایشهای تخصصی نیروی زمینی سپاه است که با شرکت بخشی از یگانهای عملیاتی قرارگاه مدینه برگزار می‌شود.

 وی با بیان اینکه نزدیک به یک ماه قبل نیروی زمینی سپاه رزمایش زرهی "شهدای وحدت " را در شرق کشور برگزار کرد، اظهار داشت: هم اکنون نیز رزمایش هوابرد "حامیان ولایت" در منطقه عمومی جنوب کشور برگزار می‌شود.

 پاکپور ضمن تشریح اهداف برگزاری رزمایش "حامیان ولایت" تصریح کرد: این رزمایش به منظور حفظ و ارتقاء آمادگی یگانها، نمایش بخشی از توانمندی های یگانهای نیروی زمینی سپاه در برابر تهدیدات و در راستای انجام رزمایشهای تقویمی تخصصی این نیرو انجام می‌شود.

 وی با بیان اینکه بخشی از نوآوری‌ها و توانمندی‌های جدید نیروی زمینی سپاه در تمامی ابعاد در رزمایش "حامیان ولایت" به نمایش در می‌آید، تصریح کرد: بالا بردن توانمندیهای طرح ریزی و هدایت در سطوح مختلف نیرو همچنین ارتقای آمادگی های اطلاعاتی و عملیاتی یگانها به منظور برقراری امنیت در شرایط گوناگون و متفاوت از دیگر اهداف برگزاری این رزمایش است.

 رزمایش "حامیان ولایت" از امروز (شنبه) با شرکت تکاوران و بخشی از یگانهای قرارگاه مدینه نیروی زمینی سپاه در منطقه جنوب کشور آغاز شد.


هارپ سلاح جدید آمریکا+تصاویر

ممنوعيت تحقيقات نظامي در فضا
بر اساس مصوبات سازمان ملل متحد استفاده از تسليحات الكترو مغناطيسی و نيز استفاده از فضا براي انجام هرگونه تحقيقات و عمليات نظامي ممنوع مي‌باشد، اما دولت‌هاي خودكامه اي مانند دولت آمريكا همانگونه كه بسياري قطعنامه‌هاي ديگر سازمان ملل و شوراي امنيت را نقض مي‌كنند؛ در اين زمينه نيز تعهدي نداشته و در نهان فعاليت‌هاي گسترده اي انجام مي‌دهند. هارپ را مي‌توان يكي از ده‌ها پروژه مخفي و مخرب دانست كه از طرف سياستمداران آمریکایی حمايت شده و روز به روز به گسترش فعاليت‌ها و نيز توان تخريبي آن افزوده مي‌شود.


حفره معروف به حفره هارپ كه گاهي در آسمان نقاط مختلف ديده مي‌شود.

شدت حوادث كنوني با طبيعت ناهمخوان است
بشر در طول هزاران سال با حوادث و بلایای طبیعی بسياري دست به گريبان بوده است و همواره اين حوادث را جزئي طبيعي از رندگي خود بر روي كره زمين دانسته است. اما در دهه‌های اخیر اتفاقاتي روي داده که با حافظه تاريخي او در مورد طبيعي بودن این حوادث ناسازگار است. بدون شك، فجايع طبيعي در هر دوراني همراه با خساراتي بوده است. اما، آنچه كه امروز اتفاق مي‌افتد نسبت به گذشته شدت بي سابقه اي دارد.

اين درحالي است كه بي نظمي‌هاي بزرگ جوي و حوادثي مانند سيل، توفان، زلزله و فعاليت‌هاي آتشفشاني همگي عموماً به تأثيرات گازهاي گلخانه اي ربط داده مي‌شود. ذوب شدن يخ‌هاي قطبي و دوره‌هاي گرمايي و سرمايي كاملا بي سابقه و شديد در نقاط مختلف زمين نيز به پديده گرم شدن كره زمين احاله مي‌گردد. اما به اعتقاد برخي از متخصصين و حتي سياستمداران ردپاي تکنولوژی‌های پیشرفته در تولید و هدايت اين حوادث با اهداف سياسي و استعماري كاملا معلوم بوده و نشانه‌هاي فراواني از دخالت‌هاي بشري در آن ديده مي‌شود.

اتفاقات عجيب
اتفاقات عجيب فراواني در سال‌هاي اخير روي داده است كه به باور دانشمندان غير از دخالت يك عامل الكترومغناطيسي هدايت شونده چيز ديگري نمي‌تواند مسبب آنها باشد. براي مثال خشکسالی‌هاي بزرگ، آتش فشان‌ها، زلزله‌ها و سونامي‌هاي ويرانگر سال‌هاي اخير، وقوع سيل‌ها و توفان هايی نظير توفان کاترینا در نیواورلئان و توفان گانو در عمان، مرگ عجیب هزاران ماهي ساردین در سواحل شيلي، سقوط جنازه‌های سوخته کلاغ‌ها از آسمان سوئد، مرگ صدها هزار ماهی در آرکانزاس، بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز مرده در لوئیزانا و کنتاکی، مرگ دسته جمعي میلیون‌ها ماهي در خلیج «چزاپیک» آمریکا، مرگ صدها تن ماهی در سواحل برزیل و ده‌ها هزار خرچنگ در انگلیس، مرگ ماهي‌ها و دلفين‌هاي سوخته خليج فارس، مرگ دسته جمعي نهنگ‌ها در استراليا هيچ كدام حالت طبيعي نداشته و احتمال مي‌رود در اثر آزمايش‌ها و حمله‌هايي در اثر امواج هدايت شونده روي داده باشند.


مرگ دسته جمعي هزاران ماهي در سواحل شيلي


 
دلفين‌هاي سوخته خليج فارس

 
جنازه‌های سوخته کلاغ‌ها در سوئد
 


مرگ دسته جمعي دلفين ها



بارش جسد هزاران پرنده سیاه بال قرمز
    
منشا مشكوك اين حوادث
در اين ميان اما گزارش‌هاي مفصلي منتشر مي‌شود كه منشا اين اتفاقات را طبيعي ندانسته و در نتيجه دخالت هدفمند سيستم‌ها و تكنولوژي‌هاي پيشرفته اي مانند «هارپ» مي‌دانند. تكنولو‍ژي‌هايي كه به استناد گفته‌هاي برژينسكي، مشاور اوباما، مي‌توانند توانايي‌هاي ملت‌هايي را كه آمريكا دشمن خود مي‌داند تضعيف كرده و آنها را به پذيرش سياست‌هاي توسعه طلبانه آمريكايي مجبور كند.

نيروي تزريقي به يونوسفر توسط هارپ، نوسانات موجي فراواني در اين لايه ايجاد مي‌كند به طوريكه امواجي با طول موج‌هاي خاص و فركانس‌هاي پايين كه بازه‌اي از 40 هرتز تا يك هزارم هرتز را شامل مي‌شود؛ به وجود مي‌آيند. اين فركانس‌هاي پايين داراي برد عميقي تا هزاران كيلومتر بوده و قادرند بر روي زمين به اهداف وسيعي از بدن انسان گرفته تا اعماق درياها نفوذ كنند.

اين پروژه تا كنون مورد توجه افراد فراواني بوده و اقدامات افشاگرانه‌ي نيز انجام شده است. از جمله مي‌توان به دكتر «نيك بگيش» يكي از دو مولف كتاب «فرشتگان اين هارپ را نمي‌نوازند» اشاره كرد كه در 1997 طي مقاله اي در روزنامه واشنگتن پست اشاره مي‌كند كه 40 درصد بودجه تجهيزات نيروي هوايي آمريكا مربوط به پروژه‌هاي مخفي است. اين نويسنده مدعي شد كه اين پروژه‌ها تا جايي امنيتي هستند كه حتي كنگره آمريكا نيز از ابعاد و زواياي كامل آن بي خبر است. در اين كتاب به زواياي پنهان هارپ به عنوان يك اسلحه پرداخته شده است.



نگراني‌هاي بين المللي
در اين ميان هارپ نگراني برخي از سياست‌ مداران و كارشناسان تسليحاتي كشورهاي ديگر را نيز باعث شده است. براي مثال نمايندگان پارلمان اروپا در اين مورد تحقيقاتي را آغاز كرده‌ و يك كارشناس انرژي به نام «گراتان هيلي» را براي مشاورت در اين مورد به كار گرفته‌اند. هيلي هم اكنون درحال جمع آوري اسناد و مداركي است تا به كمك آنها بتواند راهي براي افشا و درنتيجه خاتمه دادن به اين طرح پيدا كند. «مگوا هالووت» كه رئيس گروه سبزهاي پارلمان اروپاست، مسئوليت پيگيري اين پرونده را به عهده دارد. او در حال پيگيري درخواست سبزها براي وادار ساختن پارلمان اروپا به اعمال فشار بر ناتو است تا از دولت آمريكا در مورد هارپ توضيح بخواهد. به نظر هالووت اين نوع تسليحات علاوه بر پيامدهاي خطرناك زيست محيطي، آزادي‌هاي فردي و دموكراسي را نيز به خطر مي‌اندازد.

هارپ يك سلاح است
از نظر تاريخي «هارپ» پروژه اي است كه در ۱۹۹۳ در ظاهر جهت بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر جو زمين با استفاده از امواج رادیویی شروع به كار كرد. اما تاريخ شروع تحقيقات بر روي امواج براي بررسي امكان استفاده از آنها به عنوان سلاح‌هاي مرگبار به دهه‌هاي قبل برمي‌گردد.

به بياني مي‌توان گفت كه سيستم هارپ، نتيجه تلاش‌ها و پژوهش‌هاي حداقل پنجاه ساله ارتش آمريكاست كه كاركرد آن تنها محدود به بررسی و پژوهش درباره لایه یونوسفر نبوده و قادر است براي شناسايي پايگاه‌هاي مخفي اعماق زمين را جستجو كند، تمامي ارتباطات رادیویی و موجي را متوقف سازد، بر رفتارها و حالت رواني انسان‌ها تأثير بگذارد، جريانات جوي را تغيير دهد، با متمركز ساختن امواج بر روي اهداف هوايي مانند هواپيماها و دسته‌هاي بزرگ پرندگان آن‌ها در آسمان بسوزاند و برشته کند، لرزش‌هاي شديدي در لايه‌هاي مختلف كره زمين ايجاد كرده و زلزله توليد كند و يا انفجارهايي به قدرت بمب‌هاي هسته‌اي ايجاد كند.


امواج هارپ بر حالت رواني افراد تاثير منفي دارد

با اين توصيف مي‌توان هارپ را يك اسلحه عظيم نوين دانست كه هزینه‌های آن به طور مشترك از طرف نیروی هوایی و دریایی ارتش آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه‌های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا تامين مي‌شود. در واقع «هارپ» يك سلاح تمام عيار آب و هوايي است که با ارسال يک انرژي عظيم به لايه فوقاني اتمسفر، مولکول‌هاي تشكيل دهنده آن را به جنبش درآورده و به بازتاب قوي انرژي حاصل از اين جنبش وادار مي‌كند كه اين انرژي پس از هدايت شدن توسط سيستم هارپ مي‌تواند اختلالات گسترده‌اي مانند خشکسالي، بارش برف و باران، سرماي شديد، سونامي، توفان، زلزله و... در نقطه معيني از كره زمين به وجود آورد.

هارپ شامل ده‌ها برج آنتن آلومنیومی بر روی زمیني به مساحت 23 هزار متر مربع در آلاسکا ‌است كه امواج مافوق کوتاه تولید کرده و به یونوسفر می‌فرستند. هريك از اين آنتن‌ها به فرستنده اي به قدرت يك ميليون وات متصل است. قدرت نهايي اين آنتن‌ها با توسعه بيشتر به يك ميليارد وات افزايش يافت كه از 360 آنتن به دست مي‌آيد. فرستنده‌ها توسط 6 توربين به قدرت هريك 3600 اسب بخار تغذيه مي‌شوند و به ازاي هر روز 95 تن مازوت مصرف مي‌كنند.


آنتن‌هاي هارپ

احتمال بزرگنمايي هدف دار
اما نگاه ديگري نيز وجود دارد كه تمامي گفته‌ها در مورد هارپ را يك بزرگنمايي و پروپاگانداي تبليغاتي از طرف خود آمريكا مي‌داند و معتقد است كه نه هارپ و نه هيچ تكنولوژي بشري ديگري حداقل با توجه به محدوديت‌هاي دانش كنوني نمي‌تواند چنين قدرتي داشته باشد و كارهايي با اين وسعت انجام دهد. ديدگاه مذكور اين تبليغات را در راستاي ترساندن ديگر ملت‌ها از آمريكا و به انقياد و انفعال كشيدن آنها دانسته و باوري به كارايي هارپ در ايجاد خشكسالي، زلزله، توفان و ديگر اتفاقاتي كه به طور مثال ذكر شد ندارد.

براي مثال دكتر ناصر حافظي مقدس، زمين شناس، مهندس زلزله شناسي و استاد دانشگاه در گفتگو با كيهان درباره پديده هارپ مي‌گويد: «پروژه مطالعاتي هارپ درخصوص مطالعه اصول فيزيكي كنترل كننده يونوسفر است كه علاوه بر آمريكا چند كشور ديگر نيز در آن مشاركت دارند. هدف اصلي اين پروژه بهبود ارتباطات راديويي بوده است اگرچه ارتش آمريكا در اين پروژه بدنبال كنترل و نظارت بر ارتباطات راديويي است.»

دكتر حافظي مقدس مي‌افزايد: «مطرح شده كه آمريكا در ادامه پروژه جنگ ستارگان به دنبال نوعي سلاح الكترومغناطيسي جديد است كه با فشرده سازي بخشي از يونسفر و انعكاس آن امواج الكترومغناطيسي با فركانس بالا كه قدرت حرارتي زياد دارند را به مناطق مورد نظر در سطح كره زمين وارد كند. اين مطلب فرضيه‌هايي است كه مشخص نيست قابليت اجرايي داشته باشد. » اين مهندس زلزله شناسي به ارتباط هارپ و زلزله اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «منشأ شايعاتي كه درخصوص ارتباط زلزله با پروژه هارپ وجود دارد شايد از اين طريق مي‌باشد كه زلزله‌هاي بزرگ همراه با تغييرات وسيع در اتمسفر بالاي منطقه كانوني مي‌باشند و اغتشاشاتي را در كره يونسفر ايجاد مي‌كنند. تلاش‌هايي جهت استفاده از اين پديده براي پيش بيني زلزله نيز در حال انجام است. اما اينكه با هدايت امواج الكترومغناطيس بتوان در يك منطقه زلزله ايجاد نمود توجيه علمي ندارد.»
 
دكتر محمدعلي رحماني نيا، زمين شناس، كارشناس زلزله شناسي و استاد دانشگاه نيز در تحليل موضوع هارپ مي‌گويد: «در وهله اول بايد اشاره كنم كه «هارپ» پروژه اي است توسط چند كشور جهان از جمله آمريكا، روسيه، ژاپن، كانادا و... دنبال مي‌شود و هدف آنها نيز شناخت لايه آيونوسفر و مطالعه آن است و در واقع پروژه هارپ فقط مختص آمريكا يا يك كشور خاصي نيست، از طرفي هم ارتش آمريكا در بخش نيروهاي دريايي و هوايي پروژه اي را درباره جنگ ستارگان دنبال مي‌كنند و هدفشان اين است كه بتوانند امواج الكترومغناطيسي را بر روي زمين برگردانند، كه اگر بتوانند اين كار را انجام دهند خواهند توانست حرارت زيادي را در نقطه اي از زمين ايجاد كنند.»

دكتر رحماني نيا در ادامه تصريح كرد: «اگر زلزله طبيعي اتفاق بيافتد در لايه يونوسفر اختلالاتي ايجاد مي‌شود و از اين اختلالات ايجاد شده در واقع مي‌توان وقوع برخي زلزله‌ها را پيش بيني كرد، از همين موضوع آمريكاييان بحث هارپ را پيش كشيده‌اند و در واقع با اين اقدام مي‌خواهند اذهان عمومي مردم جهان را فريب داده و به نفع خود از آن بهره برداري كنند.»

با توجه به سابقه نظام آمريكا در سوءاستفاده‌هاي گسترده و غير انساني از علوم و دانش‌هاي گوناگون بايد گفت كه به نظر مي‌رسد «هارپ» كه به معناي ساز «چنگ» است؛ اين بار توسط جانيان آمريكايي در سمفوني به ويراني كشيدن كره زمين و تهديد زيستن انسان در آن نواخته مي‌شود.
برچسب‌ها: سلاح, جنگ, هارپ

سلسله مراتب

هر روز صبح ،بعد از نماز،به صف شده و مي دويديم .بعدازدويدن كه عامل گرم شدن بدن ها بود، شروع به انجام نرمش هايي كه عموما توسط حميد شريفي منش، مشخص مي شد ، مي كرديم.

حركات نرمشي‌ي صبحگاهي ، هر روزه ،نشاط آور بود و آماده مي شديم براي صبحانه و شركت با انرژي دركلاس هاي مرتبط با آموزش هاي گشت و شناسايي و غواصي...

برادر سخي، مردي از روستاي باشتين سبزوار، با قدي نسبتا كوتاه اما هيكلي ورزيده و لهجه اي خاص...هر روز با دميدن در سوتي كه بر گردن آويخته بود ، بچه هارا به ستون يك در دويدن ، هدايت مي كرد.

بچه ها، يك باور ارزشمند داشتند. (فرمانده ، هركس بود اطاعت از او واجب است.)

... صبح سردي بود.همه به خط شديم و دويدن در ستون يك ، شروع شد.محل تجمع ما تا اسكله حدود دويست متر ، فاصله داشت.بعضي از بچه ها، هنوز خواب كوتاه ديشب،( به خاطر تمرين غواصي در نيمه شب) ازچشمانشان نپريده بود.يك دو سه و همه فرياد مي زدند شهيد...

به سمت اسكله دويديم.حسين شروع به خواندن سرودي حماسي كردو ما با او، دم مي داديم...ما جانبازان، رزمندگان ، ياري بكنيم به رهبر خود، امام خميني...

مي رفتيم و به اسكله، كه با ارتفاعي يك و نيم متري ، بر ساحلي ماسه اي و بعد هم رودخانه ي بزرگ كارون منتهي مي شد، نزديك مي شديم.

سخي، با صداي نخراشيده و بلندي فرياد زد: تا نگفتم برنمي گرديد. مفهوم شد؟

و گروه ، همچنان به سمت رودخانه مي دويدند.از اسكله به لبه ي ساحلي پريديم، اما فرماني براي بازگشت نبود.اولين نفر كه به داخل آب رفت، هنوز اميد براي دستور برگشت بود. اما سخي تا آخرين نفر از گروه ،وارد آب نشد ، دستور برگشت را صادر نكرد.

وقتي همه با پوتين ها و لباس خاكي ،در آب ، شناور شدند،سخي فرياد زد، برادر كجا مي ري؟ برگرد. توي آبم مگه جاي دويدنه.؟!

از آب بيرون آمده و بدون توقف، نيم ساعتي را با همان لباس هاي خيس شده وپوتين هاي پر از آب ، شالاپ شالاپ دويديم...

حیفه بسیجی نباشید

گاهی وقتها ذهن آدم پر میشه از هزاران علامت سوال و تعجب و می مانی که باید چه کنی و امروز ذهن پر است از سوالهایی که جوابش رو پیدا نمی کردم.اصلا می دونی رفته بودم که بفهمم بسیج چیه؟بسیجی کیه؟چرا اسمش که می یاد پشت یه عده می لرزه؟اصلا اینا کی بودند که بار سنگین جنگ به دوش اینا بود؟و هزاران علامت سوال دیگه.

مونده بودم چه کنم که خوردم به پست یکی از اون با حالاش که الحق بسیجی بود.به او گفتم اومدم تا بدونم تو کی هستی ؟همرزمانت کی بودن و کجان؟،اومدم تا جواب سوالهای بی جوابم رو پیدا کنم.خیلی از هم سن و سالام منتظرن که برم و بهشون بگم.و او فقط لبخندی زد و گفت:بسیج یعنی یه کلبه عشق که توش پر از عاشقه.

بسیج یعنی صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پرگشودن پرستو شدن.

بسیج یعنی یه جنگ،هزاران حماسه.

بسیجی یعنی حاج همت،حاج احمد...یعنی هزاران پاک دیگر.

بسیجی یعنی ترکش درد و سکوت...یعنی تن،مین،پرواز یعنی ایثار.

بسیجی یعنی یه گردان لبخند،خنده،زیبایی،یعنی لطافت.

بسیجی یعنی تو حلالم کن برادر،خداحافظ،یعنی امروز ماندن،فردا پر گشودن...

او از یک نسل می گفت نه سوخته،بلکه سبز،سرخ.

او از هیجده ساله هایی می گفت که عبادت کرده بودند ،کوله بارشان پر بود.

از دخترانی می گفت که هم پای برادران و پدران خود جنگیدند.

آنان هم بسیجی بودند.

او از پرستاری می گفت که در اوج شیمیایی،ماسکش را به رزمنده ای داده بود.او هم بسیجی بود.از پیرمردی می گفت که آمده بود فقط سقا باشد،او هم بسیجی بود و آن دختری که نامه نوشته بود،"خوشا به حالتان کاش جای شما بودم".                                                                             

و تو نیز بسیجی هستی،اما یادت باشد،بسیجی بودن هنر نیست،بسیجی ماندن هنر است. با خود گفتم اگر عاشق بودی بسیج را می شناختی،عاشق بودم اما نه از نوع بسیجی.                          

 من ،جنگ،جبهه و...همه را از دستان آن بسیجی که آفتاب را تقسیم می کرد،شناختم.از دل آیینه اش فهمیدم چقدر زنگار گرفتم.از نگاهش فهمیدم چقدر آشناست و از بسیجی فهمیدم چقدر عقبم.عقبم از صفا و محبت،آنقدر در رنگ غرق شدم که یادم رفت بگم آنان یکرنگ بودند و ماندند.حال می فهمم بسیجی کیست،بسیج چیست؟چرا اسم جنگ که می آید نام بسیج بر آن می درخشد؟                

 حالا می فهمم که چرا عده ای به یاد آنان چفیه بر دوش می اندازند و پلاک بر گردن؟ حالا می فهمم که چرا اسم بسیج شجره ی طیبه است.مخلص خداست،حیف می شد اگه عمر من تموم می شد و من بسیج را نمی شناختم.                                                                        

حیف می شد،اگه نمی فهمیدم چرا بسیجی شدن سخته.آخه راهشون مرامیه،باید رسم و مرامت مثل شقایق ها باشه تا بتونی با اونا باشی،باید تو هم تنگ غروب که می شه دلت هوای شش گوشه کنه تا بسیجی بشی.باید مثل اونا آنقدر پاک باشی که بشه خدا رو ببینی.حیفه تو هم ندونی.وقتی اینا رو خوندی تموم شد ،فکر کن ببین حیف نیست زیر این آسمون تو باشی،بسیجی باشه،اما تو بسیجی نباشی؟!

حیف نیست اگه بسیجی ها باشن اونوقت جای من و تو خالی باشه. ما چیمون از اونا کمتره؟

همت کن مثل "همت" بسیجی بشیم.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و خدمات آن

يكي از نقش‌هاي مهم سپاه پاسداران، براساس قانون، مبارزة قانوني با عوامل و جريان‌هاي خرابكار و برانداز است. اين نقش بويژه در سال‌هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي به خوبي ايفا شد. تاريخ انقلاب اسلامي، در دهه اول استقرار خود، بحران‌ها، تحريكات خرابكارانه و براندازانه متعددي را تجربه كرده است. گروه‌ها و جمعيت‌هاي محارب همچون سازمان مجاهدين خلق (منافقين)، چريك‌هاي فدايي اكثريت و اقليت، حزب دمكرات، كومله، حزب خلق مسلمان، احزاب خلق بلوچ و تركمن و عرب، گروه‌هاي مائوئيست، حزب توده، هر يك در مقطعي و همه در يك راستا، شورش‌ها و تحركات براندازانه‌اي را عليه نظام نوپاي اسلامي سازمان دادند. در تمامي اين حركات، چه در مرحلة شناسايي و چه در مرحله خنثي‌سازي و مقابله، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي‌، نقش اصلي را به عهده داشت و پاسداران در عين گمنامي، به ايثار و حماسه‌سازي بزرگ دست زدند؛ شهداي بزرگواري را تقديم انقلاب اسلامي و ملت بزرگوار ايران نمودند تا امنيت و آرامش و آسايش و تداوم بركات انقلاب اسلامي و يكپارچگي كشور ايران اسلام را برقرار سازند. كردستان روزهاي سختي را پشت سر گذاشت. مهاباد، پاوه، سردشت، نقده، پيرانشهر، سنندج روزها و ماه‌ها در دست گروه‌هاي محارب و معاند كرد با سردمداري برخي عناصر باقيمانده رژيم پهلوي و عواملي از سازمان‌هاي جاسوسي آمريكا و موصاد اسراييل، بود. سپاه پاسداران در آزادسازي و حفظ خطه كردستان در حلقة ميهن اسلامي، فداكاري بسيار كرد و با فرمان و حمايت حضرت امام خميني(ره) و همآهنگي ارتش جمهوري اسلامي، نقشة دشمنان ملت را خنثي نمود.

گروه فرقان، با انجام ترور شخصيت‌هاي بزرگ و مؤثري چون شهيد استاد مطهري، و شهيد مفتح، سايه ناامني را در كشور مي‌گستراند كه با جانفشاني برادران پاسدار، شناسايي و نابود شدند.

سازمان منافقين ـ كه در پوشش انقلابي‌گري، موفق به جذب جوانان بسياري شده بودـ با اعلام فاز نظامي در برخورد با جمهوري اسلامي و ترور شخصيت‌هاي بزرگي چون شهيد بهشتي و 72 تن شهداي هفتم تير و شهيد رجايي و باهنر، به معضلي بزرگ براي نظام تبديل شده بود. با همت پاسداران و همكاري اطلاعاتي مردم، خانه‌هاي تيمي آنان شناسايي و با شجاعت كم‌نظير پاسداران، متلاشي شدند و فتنه بزرگ منافقين از فضاي جامعه اسلامي برداشته شد.

سران حزب توده، با سابقه بيش از سي سال فعاليت تشكيلاتي و اطلاعاتي و تربيت توسط عناصر اطلاعاتي شوروي سابق و وابستگي كامل و پشتيباني از سوي آن كشور، منافقانه با انقلاب اسلامي همراهي كردند و در ارديبهشت سال 1362 با افشاي طرح جاسوسي و نقشه پيچيده براندازي آنان، در حالي كه سران آن چون نورالدين كيانوري در حال خروج از كشور بودند، با واكنش به موقع پاسداران سپاه و كميته‌ها و بسيج و دادستاني، دستگير و توطئه آنان خنثي گرديد. حضرت امام در ستايش از اين فداكاري، به نقش آنان در امنيت ملي اشاره كرده و در پيام به ملت ايران فرمودند:

«جوانان ارجمند و عزيز ما در جبهه‌هاي داخلي از عمق جنگل‌هاي وسيع تا بيغوله و پناهگاه‌هاي بزرگ منحرفان غافل از خدا، از دمكرات و كومله تا منافقين و فدايي خلق و حزب خلق به اصطلاح مسلمان تا حزب توده و ساير گروهك‌هاي كوچك و بزرگ را با فداكاري‌ها و خداطلبي‌ها، آن چنان قلع و قمع كردند كه دنيا را با همه دشمني‌ها كه دارند به اعجاب و تحير درآوردند. توجه به كارآمدي امنيتي و اطلاعاتي اين جوانان گمنام پاسدار و بسيج و كميته و دادستاني و ديگر دلباختگان در راه خدا در به دام انداختن سران خيانتكار حزب توده كه چون مار پر خط و خال در براندازي اسلام فعاليت منافقانه داشتند و هر يك سابقه‌هاي طولاني بيست ـ سي ساله در جهات تشكيلاتي و اطلاعاتي و جاسوسي داشته‌اند و از تخصص در اين امور بهره وافي داشتند، موجب سرافرازي امت اسلامي است كه چنين فداكاراني دارد. »

 
حفاظت از شخصيت‌ها، بعد از ترورهاي سال‌هاي 58-62

 
شخصيت‌هاي گرانقدر و مؤثر انقلاب اسلامي، به عهده سپاه پاسداران واگذار گرديد و از آن زمان تاكنون، پاسداران با موفقيت اين وظيفه سنگين و خطير را انجام داده و نظام اسلامي را از تداوم خدمات و مسؤولين دلسوز و متعهد و كارآمد، برخوردار ساخته است. حضرت امام اين وظيفه را به عهده سپاه نهادند:

 
«پاسداران انقلاب و رؤساي آنان موظفند از اين شخصيت‌هاي ارزنده انقلابي حفاظت كنند و رفت و آمدهاي مشكوك را تحت نظر بگيرند. »

 
انجام چند فقره هواپيماربايي در موقعيت‌هاي حساس با هدف ضربه‌زدن به حيثيت نظام و زير سؤال‌بردن امنيت در جمهوري اسلامي و نيز باج‌خواهي، سبب شد تا حضرت امام(ره) با تيزبيني و شناخت دقيق از سپاه، مسؤوليت امنيت پرواز را به عهده اين نهاد قرار دهد و انصافاً تاكنون سپاه موفق به ايجاد قويترين و بهترين امنيت پروازي در سطح جهان شده است و از اين رهگذر ملت ايران در كمال آرامش قرار گرفته است. حضرت امام در نامه خود به فرماندهي كل سپاه به اين امر اشاره و تداوم آن را خواستار شده‌اند.

 
«... با تشكر از زحمات ارزشمند سپاه پاسداران در حراست از هواپيماها و برخورد با هواپيماربايان و با ابلاغ سلام به آنان، سپاه چون گذشته مسؤول حفاظت هواپيماها مي‌باشد، و در صورت ربوده‌شدن هواپيمايي، سپاه مسؤول مي‌باشد. »
 

نقش سپاه در جنگ تحميلي و دفع تجاوز

 
ارتش بعث عراق، پس از تجاوزات مكرر مرزي، در تاريخ 31 شهريور 1359، با هماهنگي و چراغ سبز قدرت‌هاي جهاني و منطقه، تجاوز گسترده خود را با هدف سرنگوني نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. ارتش عراق بدون پيش رو داشتن مقاومت عمده‌اي توانست بخش بزرگي از سرزمين اسلامي ايران از مرز شلمچه در جنوب تا مرز سليمانيه و نوسود در شمال غرب را به تصرف خود درآورد. نيروهاي مسلح و پاسداران جمهوري اسلامي كه درگير شرارت‌ها و آشوب‌هاي داخلي بودند، با فرمان فرماندهي كل قوا متوجه دشمن شدند و با شجاعت و ايمان خود، دشمن را زمين‌گير نمودند. از آن پس عمليات متعدد نامنظم چريكي، منظم محدود و نيز عمليات گسترده توسط رزمندگان اسلام انجام گرفت و رشادت‌ها و حماسه آفريني‌هاي آنان، سرانجام دشمن را وادار به پذيرش شكست و ترك كليه مناطق تصرف شده نمود. اگرچه حاميان صدام و ارتش بعث تلاش گسترده‌اي در زمينه‌هاي رواني، پشتيباني، اطلاعاتي، تسليحاتي و حتي درگيري نظامي با رزمندگان اسلام را به عمل آوردند تا از سقوط صدام و حزب بعث عراق و پيروزي مطلق ايران جلوگيري كنند، ليكن تدبير، شجاعت و فداكاري رزمندگان و فرماندهي مدبرانه و حكيمانه و قاطع حضرت امام خميني(ره) و حضور روحانيت معظم، چه در مسؤوليت‌هاي مختلف نظام و چه به صورت مبلغان، اين حمايت‌ها را بي‌اثر ساخت و جمهوري اسلامي توانست اقتدار ملي، ارضي و انقلابي خود را در صحنه بين‌الملل به طور چشمگيري گسترش دهد و توان بالاي خود را در دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌اي مقدس خود به نمايش بگذارد.

 
سپاه پاسداران در عرصة دفاع مقدس با توجه به در اختيار داشتن نيروهاي مردمي به ويژه در قالب «بسيج» توانست نقش ويژه‌اي را به عهده بگيرد و به اعتراف دشمنان، از لحاظ روحي و عمليات گسترده و غافلگيرانه، پشت دشمن را بلرزاند و نامش، هزيمت روحي و رواني در دشمنان ايجاد بكند.

 
بنا به آمار ارائه شده، در مدت هشت سال دفاع مقدس، بيش از 96 عمليات از سوي رزمندگان اسلام بر روي دشمن بعثي و عفلقي صورت گرفت. رزمندگان سپاهي و بسيجي در 27 عمليات مشترك با ارتش جمهوري اسلامي و 55 عمليات مستقل شركت نموده و ضربات مهلكي را بر نيروي انساني و ماشين جنگي عراق وارد آورده و بخش‌هاي بزرگي از ميهن اسلامي را از اشغال آزاد نمودند. عمليات بزرگ فتح‌المبين و بيت‌المقدس كه به آزادسازي بخش عمده‌اي از سرزمين‌هاي اشغال شده و آزادي خرمشهر انجاميد و عمليات والفجر 8 كه به فتح فاو منتهي شد و عبور از اروندرود را در برابر حيرت جهانيان به نام سپاه ثبت نمود؛ از جمله عمليات بزرگي است كه سپاه پاسداران توانمندي طراحي، هماهنگي، بسيج عمومي، تسليحاتي، هدايت عملياتي و فرماندهي خود را آشكار ساخت. نيروي دريايي سپاه نيز از اسفندماه 1365 تا پايان جنگ نزديك به يكصد عمليات مقابله به مثل عليه آمريكا انجام داد. نيروي دريايي عراق را متوقف و ناتوان ساخت و توانست با عمليات بازدارنده، مانع از عمليات و تحرك دريايي عراق و آمريكا شود.

 
مقام معظم رهبري در تبيين نقش سپاه در دفاع مقدس مي‌فرمايند:

 
«سپاه پاسداران در سايه‌ي روحيه‌ي انقلابي و معنويتي كه از سرچشمة جوشان دل منور و روح مصفاي آن امام عارفان و قدوة صالحان پيوسته مي‌جوشيد و بيش از همه، جوانان رزمنده و خالص سپاه و بسيج را سيراب مي‌كرد، توانست نقش تعيين‌كننده‌اي را در دفع حمله ايادي استكبار به جمهوري اسلامي ايفا كند و در كنار ارتش و با به كارگيري بسيج مردمي، درس تلخي به دشمنان اسلام بدهد و حفظ و استمرار نظام جمهوري اسلامي را تضمين كند.»

 
نقش سپاه در فن‌آوري‌هاي نظامي و توانمندي‌هاي دفاعي

 
سپاه پاسداران با توجه به نياز گسترده نيروي نظامي به تجهيزات و امكانات بازدارنده دفاعي و ضرورت تنوع و عدم وابستگي اين تجهيزات به بيگانگان، اقدام به پژوهش و فن‌آوري در زمينه‌هاي مختلف تجهيزات موردنياز نمود و موفق به ابداع و ساخت تسليحات پيشرفته و دقيق شد. از جمله مي‌توان به فن‌آوري موشكي و ساخت موشك شهاب 3 با برد و دقت بسيار بالا اشاره داشت. برخي از اين فن‌آوري‌ها و توانمندي‌هاي دفاعي را مي‌توان به شرح ذيل ارائه نمود:

 
- ساخت ناوچه.

- ساخت اسكله‌ها و بنادر و ساير سازه‌هاي دريايي موردنياز ناوگان دريايي.

- ساخت و تعمير شناورهاي سبك و نيمه‌سنگين تهاجمهي و تدافعي.

- طراحي و ساخت و توليد خودروي نظامي.

- طراحي و ساخت نمونه بالگرد شاهد.

- طراحي و ساخت انواع قايق‌هاي سبك تهاجمي.

- طراحي و ساخت موشك‌هاي با برد كوتاه و متوسط كه مهم‌ترين آن موشك شهاب 3 است كه با موفقيت آزمايش شدند.

- طراحي و ساخت قطعات اصلي بسياري از بالگردها از جمله بالگردهاي هيوز، بالگردهاي 206، 209، 214، 205.

- طراحي و ساخت دستگاه تله‌متري تست موشك‌ها و قطعات موشكي.

- طراحي ماسوره‌هاي مجاورتي توپ‌هاي 57 (مهمات هوشمند).

- طراحي و ساخت سكوهاي پرتاب موشك.

- طراحي و ساخت (نرم‌افزار و سخت‌افزار) سيستم‌هاي هدايت و كنترل انواع موشك.

- طراحي و ساخت پرنده‌هاي بدون سرنشين.

- طراحي و ساخت بدنه و قطعات كامپوزيتي.

- بازسازي كلي سايت‌هاي پيشرفته موشكي.

- طراحي و توليد بليت كامبوزيت با مواد غيرفلزي براي سبكترشدن و عمر بيشتر پره‌هاي بالگرد. بازسازي قطعات پيشرفته در صنايع هوايي.

- توليد قطعه نرم‌افزاي IBM كه قلب حساس موشك بوده و تمام حركات موشك توسط آن كنترل و مرحله‌يابي مي‌شود.

- افزايش بُرد و دقت و تحرك‌پذيري سامانه‌هاي موشكي.

- ساخت سامانه‌هاي رادار.

- بهينه‌سازي توپ‌هاي 57 م‌م.

- طراحي سامانه‌هاي نوين نبرد نامتقارن در پدافند هوايي.

- طراحي و ساخت 2296 قطعه.

- طراحي و ساخت افزون بر 60 نوع تستر هواپيما.

- انجام پروژه بازسازي تعدادي هواپيماي جنگي سوخوي 25.

 
نقش سپاه در بازسازي و سازندگي كشور

 

پس از پايان پيروزمندانة دفاع مقدس، رهبر معظم انقلاب اسلامي، سپاه را به شركت در بازسازي و سازندگي كشور و استفاده از تجربيات هشت سال دفاع مقدس و قراردادن توانمندي‌هاي مهندسي خود به ملت ايران، فرمان دادند.

 
«ارتش و سپاه و نيروهاي مشمول، ضمن آن كه آمادگي‌هاي رزمي را حفظ مي‌كنند، در شرايط صلح كامل، بايد در خدمت آباداني و بازسازي كشور باشند.

 
نيروهاي مسلح، ارتش و سپاه مي‌توانند سهم خود را در بازسازي عمومي كشور هم ايفا كنند، همچنان كه امروز هر دو سازمان و به خصوص سپاه، طرح‌هاي بزرگي را از سازندگي عمومي كشور بر عهده گرفته و شريك شده‌اند. ملت ما بايد حس كند كه نيروهاي مسلح نه فقط در دوران جنگ، بلكه در دوران بازسازي هم مي‌توانند پيشگام و پيشقدم باشند.»

 
در همين راستا، سپاه طرح‌هاي كلاني را در سطح كشور به عهده گرفت كه بعضاً جزء طرح‌هاي ملي محسوب شده و در منطقه بي‌نظير يا كم‌نظير مي‌باشد. سپاه پاسداران تا سال 1382 بيش از 1300 طرح بزرگ را در كشور اجرا نموده است. برخي از اين طرح‌ها عبارتند از:

 
1- ساخت گلدسته مرقد مطهر حضرت امام خميني(ره).

2- احداث سد گتوند خوزستان، بلندترين سد خاكي كشور.

3- ساخت دكل و اسكله بعثت و اسكله شهيد باهنر.

4- سخت دستگاه حفاري چال موازي.

5- ساخت دستگاه سنگ‌شكن مخروطي هيدروكن.

6- احداث سد كرخه، يكي از بزرگترين سده‌هاي مخزني خاورميانه و قريب 35 سد و بند انحرافي.

7- احداث 7500 هكتار شبكه آبياري و زهكشي.
 
8- اجراي 55 كيلومتر تونل با مقاطع مختلف.

9- احداث 1400 كيلومتر راه اتوبان و راه‌هاي اصلي و فرعي.

10- اجراي بيش از 45 پروژه بنادر، اسكله و ساير سازه‌هاي دريايي.

11- اجراي 900000 متر مربع ابنيه اداري و مسكوني و ساخت 15 پل بزرگ.

12- طراحي و اجراي بيش از 2000 كيلومتر خطوط انتقال نفت، گاز و آب در خشكي و دريا تا قط 3000 ميليمتر.

13- طراحي و اجراي اولين پروژه ابگير پالايشگاه‌هاي پارس جنوبي در كشور.

14- طراحي و اجراي اولين مجموعه فيلترهاي پروژه آبگير در كشور.

15- طراحي و اجراي سيستم‌هاي كنترل مخازن نفت جزيره خارك براي اولين بار در كشور.

16- طراحي و احداث بزرگ‌ترين مجتمع بندري پتروشيمي كشور و جهان در منطقه پارس جنوبي.

17- ساخت و تعمير شناورها و دارابودن مجتمع بزرگ يارد.

18- طراحي و ساخت مخازن يك ميليون بشكه‌اي نفت خام.

19- ساخت اسكه شهيد محلاتي و بندر پتروشيمي پارس ـ عسلويه.

20- طراحي اسكله شناورهاي فله‌بر بزرگ.

21- طراحي وس اخت و توليد 14 نوع از عمده‌ترين ماشين‌آلات كشاورزي.

22- طراحي و ساخت انواع شناور و قايق.

23- بازسازي پل خرمشهر و اسكلت لافت.

24- اجراي سدهاي مهم تبارك و چري در اصفهان.

25- اجراي پروژه‌هاي گازرساني، آب‌رساني، مدرسه‌سازي، حمام و خانه‌سازي در مناطق محروم كشور.

26- بازسازي مناطق جنگ‌زده از جمله خرمشهر و آبادان.از آن‌جا كه سد كرخه بزرگترين سد خاكي ايران و خاورميانه است، مشخصات آن را ذكر مي‌كنيم تا ابعاد آن بيشتر روشن شود. وقتي پروفسور راسكازوف ـ كه به نام پدر سدهاي خاكي جهان مشهور است ـ به ايران آمد، طوري از كار ساخت سد كرخه تعريف كرد كه آن تعريف‌ها بيشتر از چيزي بود كه متخصصين داخلي مي‌گويند. وي بزرگترين سد خاكي جهان را در روسيه طراحي و اجرا كرده است.

مشخصات فني سد كرخه نوع سد: خاكي با هسته رسي، ارتفاع از پي: 127 متر، عرض تاج: 12 متر، طول تاج: 3030متر، حداكثر عرض پي: 1100 متر، حجم مخزن: 8/7 ميليارد متر مكعب، ميزان خاكبرداري: 10 ميليون متر مكعب، خاكريزي: 34 ميليون متر مكعب، بتن‌ريزي: 1 ميليون متر مكعب، ارماتوربندي: 19 هزار تن.

نگاهي به فهرست ارائه شده كه برخي از پروژه‌ها و فعاليت‌ها را نشان مي‌دهد، به خوبي نقش باور و مسؤوليت‌پذيري را در اجراي موفقيت‌آميز كارهاي بزرگ نشان مي‌دهد.

 به فرموده حضرت امام خميني(ره):

«ما بايد باورمان شود كه چيزي هستيم. » 
  «باورمان بشود كه خودمان مي‌توانيم بسازيم. »

فرضیه های تاکتیکی جهت بستن تنگه هرمز از سوی ایران و طرحهای آمریکا

فرضیه های تاکتیکی جهت بستن تنگه هرمز از سوی ایران و طرحهای آمریکا
«تهدید علیه ایران یا از دریا خواهد بود ، یا پاسخ ایران به تهدید ، در دریا اتفاق می افتد .» این جملات ، شاه کلید استراتژی ایران در مقابله با هر متجاوزی است.
از این منظر، دریا مبدأ یا مقصد مقابله با هر دشمنی است که تلاش کند به امنیت ، منافع یا مرزهای ایران تعدی کند. وقایع رخ داده طی چند هفته‌ی اخیر، موضوع بستن تنگه‌ ی هرمز را مجدداً بین رسانه‌ ها و سیاسیون داخل و خارج کشور زنده کرده است. فارغ از اینکه اهمیت این تنگه‌ ی استراتژیک در تأمین انرژی جهان چیست و آیا راه‌ های دیگری برای کاهش تبعات منفی بسته شدن آن بر اقتصاد غرب وجود دارد یا نه، نگاهی به امکانات جمهوری اسلامی ایران برای اعمال قدرت خود در این آبراه و تلاش‌های احتمالی آمریکا و کشورهای فرامنطقه ای در ممانعت از این کار روشن خواهد کرد که ایران هم‌اکنون در چه موقعیتی قرار دارد.
شاید منظور ساده از بسته شدن تنگه‌ی هرمز، احاطه‌ی کامل و اعمال مقررات منع رفت‌وآمد در این منطقه‌ی کوچک آبراهی باشد . اما در اصل، هر نیرویی که بخواهد تردد در این منطقه را در تسلط خود درآورد، باید منطقه‌ی شرقی و غربی تنگه‌ی هرمز را هم کنترل کند. منطقه‌ی شرقی این تنگه در دریای عمان، در تسلط نیروی دریایی ارتش و منطقه‌ی غربی واقع در خلیج فارس، در تسلط نیروی دریایی سپاه است که هر کدام تاکتیک‌ها و تجهیزات خاصی را برای اعمال دکترین ایران در بستن تنگه‌ی هرمز دارند.

موقعیت ژئوپلتیک ایران

طول سواحل ایران در جنوب کشور قریب 2025 کیلومتر از دهانه‌ی خلیج فارس تا بندر گواتر است که این ساحل طولانی و دارای ویژگی‌های متنوع جغرافیایی، امکان اجرای سناریوهای مختلف را به کشورمان می دهد. ارتشی مانند نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه، اگر بخواهند در مقابل تلاش ایران برای بستن تنگه‌ی هرمز مقاومت کنند، باید محدوده‌ای به طول 2 هزار کیلومتر و عرضی نامعلوم را در تسلط خود داشته باشند که این موضوع با توجه به مکانیسم‌های نامتقارنی که ایران برای پاسخ به حملات دارد، عملاً جز با اشغال کامل زمینی کشورمان میسر نخواهد شد و در حال حاضر و با توجه به مشکلات فراوان ارتش آمریکا در کشورهایی چون افغانستان ، این سناریو قابل اجرا نخواهد بود. چنین منطقه‌ی وسیعی که در بالا ذکر شد، به نیروهای ایرانی این اجازه را خواهد داد که در فواصل و عمق‌های مختلف، عملیات‌هایی را ضد شناورهایی که قصد ورود به تنگه ‌ی هرمز یا خروج از آن را دارند اجرا کنند. و البته باید توجه داشت که شناور هایی مانند نفت کش ‌های غول ‌پیکر ، با کوچکترین احساس خطری فعالیت خود را متوقف خواهند کرد و حاضر نیستند حتی یک درصد ریسک را برای عبور و مرور خود قائل شوند.
علت اشاره به استفاده از عمق خاک برای مقابله با شناورها از جمله پرتاب موشک این است که در صورت پراکنده شدن پرتابگرها در فضای بیشتر، کار دشمن برای شناسایی مکان آنها دشوارتر، ابزارهای او برای آسیب‌رسانی به آنها محدودتر و فرصت این سامانه‌ها برای جابجایی و اختفای مجدد بیشتر می‌شود هر چند که در مورد موشک ‌های کم‌سرعت ‌تر، فرصت دشمن برای کشف آنها بیشتر می شود که البته با استفاده از ویژگی‌های مناطق جغرافیایی و ترکیب استفاده از این سلاح‌ها در مناطق دور و نزدیک از ساحل، با توجه به ماهیت و تعدد اهداف و وضعیت وسایل شناسایی دشمن می‌تواند کارایی این سلاح‌ها را حفظ کند.
با توجه به موفقیت اخیر نیروهای مسلح کشور در کنترل و به زمین نشاندن یکی از آخرین و پیشرفته‌ترین هواپیماهای جاسوسی بدون سرنشین در خدمت دشمن، ادوات دشمن برای نگاه به عمق خاک ایران به ماهواره‌های جاسوسی و برخی ادوات جاسوسی الکترونیک محدود می‌شود که اساساً محدودیت‌های این ماهواره‌ها باعث توسعه‌ی سایر وسایل شناسایی شده و تجهیزات زمینی و هوایی جاسوسی الکترونیک ناچارند در فاصله‌ی امنی از مرزهای ایران مستقر باشند که خود این مسأله کارایی آنها را در هشدار زودهنگام کاهش می دهد.
موقعیت ژئوپلتیک ایران

جزایر ایرانی
درست است که جنبه‌ی حیثیتی و اقتدار ایران مهمترین عامل تأکید بر حقانیت تاریخی کشورمان بر جزایر سه گانه است، اما نگاهی به خط سیر کشتی‌هایی که می خواهند از تنگه‌ی هرمز عبور کنند نشان می‌دهد آنها برای ورود به خلیج فارس یا حرکت به سمت دریای عمان، از هر طرف در محاصره‌ی جزایر ایرانی هستند که می تواند انواع تهدید را بر ضد آنها پیاده کند. قوس دفاعی جزایر ایران به گونه ای است که با توجه به عرض 3 کیلومتری آبراه بین‌المللی هرمز، می‌توان با سلاح‌های سبک نیز شناورهای مورد نظر را هدف قرار داد و حتی نیاز به استفاده از موشک نیز نخواهد بود.

تجهیزات نظامی ایران
نوع تجهیزاتی که ایران برای مقابله با یک تهدید دریا پایه تولید یا خریداری کرده آنقدر متنوع و مناسب هست باعث ترس دائمی شناورهایی شود که بخواهند قانون ممنوعیت ورود و خروج از شاهرگ انرژی جهان را نقض کنند. نگاهی به عناوین و جزئیاتی از این تجهیزات می تواند در درک بهتر این قدرت موثر باشد.
قایق‌های تندرو :قایق‌های تندرو :
استفاده از قایق‌های تندرو یا همان استراتژی زنبورهای خشمگین توسط ایران برای اعمال فشار بر دشمن، ریشه در سال‌های جنگ تحمیلی دارد. به طور مختصر باید گفت امروزه قایق‌های تندروی ایرانی که بسیار سریعتر و مجهزتر از نمونه های سابق خود در سال‌های دفاع مقدس هستند به طور مؤثرتری توانایی رویایی با شناورهای رزمی پیشرفته‌ی دشمنان را دارند، چه رسد به کشتی‌های ترابری سنگین و بدون دفاع.
این شناورها با تجهیز به رادارهای دریایی، سامانه‌های الکترونیکی پیشرفته‌ی ارتباطی، موشک‌های کروز کوتاه برد با برد 25 کیلومتر و میانبرد ضدکشتی، اژدرهای کالیبر متوسط و بزرگ و مین‌های دریایی، در کنار تسلیحات سنتی خود یعنی تیربارهای نیمه‌سنگین، راکت‌انداز و موشک‌های دوش‌پرتاب سطح به هوا، توانایی انسداد کوتاه و بلند مدت این تنگه از یک سو و مقابله با ناوگان دریایی دشمن که برای بازکردن مسیر تلاش خواهد کرد را در کنار آن دارند.
این قایق ها ضمن برخورداری از سرعت بالا و تجهیزات پیش گفته، از قدرت مانور و پایداری مناسب برخوردار بوده و توانایی اجرای عملیات در شب به کمک تجهیزات مربوطه و در آب و هوای نامساعد را بارها در رزمایش های کوچک و بزرگ سال‌های اخیر نشان داده‌اند. این شناورها حتی در آب‌های اقیانوس هند نیز برای حمایت از شناورهای مورد تهدید از سوی ناوگان دشمن و اقدام به متوقف کردن زیردریایی کشورهای فرامنطقه ای که قصد عبور از تنگه‌ی هرمز را داشتند کارنامه‌ی موفقی در سال‌های اخیر دارند. علاوه بر تجهیز نیروهای مسلح به سریع‌ترین قایق تندروی جهان، قایق های تندروی بدون سرنشین نیز برای اجرای مأموریت های لازمه توسعه داده شده‌اند.
قایق‌های پرندهقایق‌های پرنده :
تاکنون چند نمونه قایق پرنده در کشور عملیاتی شده است. این وسایل که در واقع نسل جدید هواپیماهای آب نشین هستند در زمره‌ی هواگردهای اثرسطحی قرار گرفته و توانایی تجهیز به موشک‌های ضدکشتی را دارند.
با توجه به توانایی برخاستن از روی آب، سرعت مناسب و سطح مقطع راداری کم، این قایق‌ها می‌توانند در صورت وجود پوشش هوایی مناسب، از نقاط مختلفی در سواحل کشور برخاسته و فشار مضاعفی بر ناوگان دشمن وارد کنند.
مین‌های دریایی :
مین‌های دریاییمین‌های دریایی ایران انواع مختلفی دارد که شامل نمونه‌های مغروق و کنترل از راه دور هستند. این سلاح می‌تواند توسط قایق‌ها و زیردریایی‌های ایرانی در نقاط مختلف تنگه‌ی هرمز و آب‌های اطراف آن کار گذاشته شده و در صورت لزوم بکارگیری شود.
ایران یکی از صاحبان تکنولوژی در عرصه‌ی مین‌های دریایی به شمار می رود و سبدی متنوع از این تجهیزات مخوف را در اختیار دارد. با توجه به حجم بسیار زیاد قایق‌های در اختیار نیروهای مسلح کشورمان، اگر هر کدام از این شناورها، دو تا سه مین را در محدوده‌ی تنگه‌ی هرمز به آب بیندازند، ماه‌ها طول می کشد تا کشتی‌های مین‌یاب یا دلفین‌های ویژه‌ی نیروی دریایی آمریکا بتوانند این منطقه را پاکسازی کنند. حتی سامانه‌هایی در کشورمان طراحی و ساخته شده اند که می‌توانند از ساحل، مین‌ها را کیلومترها آن طرف‌تر شلیک کرده و به آب بیندازد که در این صورت، دیگر به حضور شناورها نیز نیاز نخواهد بود و سواحل طولانی ایران باعث می‌شود بتوانیم در طول 2 هزار کیلومتر، مین‌ریزی داشته باشیم.
زیر سطحی ‌ها :
زیر سطحی ‌هابا تجهیز نیروی دریایی ایران به زیردریایی، این نیرو به قدرتی فراتر از نیروهای دریایی کشورهای منطقه تبدیل شد. زیرسطحی‌های ایرانی توانایی بکارگیری اژدر، مین و موشک را دارند و می توانند روزها و هفته‌ها زیر آب باقی مانده و آماده‌ی اجرای مأموریت باشند.
بجز زیردریایی روسی کلاس کیلو، بقیه‌ی این وسایل که شامل نمونه‌های نهنگ، غدیر، فاتح و به‌زودی بعثت هستند از ابتدا با در نظر داشتن شرایط دریاهای اطراف ایران به خصوص خلیج فارس طراحی شده‌اند و توانایی‌های ویژه‌ای از جمله قابلیت قرارگیری در بستر دریا و اختفا از دید سامانه‌های مختلف راداری و سوناری دشمن را دارند. این زیردریایی‌ها که تعداد آنها بیش از 20 فروند تخمین زده می‌شود نیز ضمن توانایی مسدود کردن تنگه‌ی هرمز، توانایی رویایی با ناوگان سطحی و زیرسطحی دشمن را دارند. زیردریایی‌های کیلو، توان حمل 24 مین یا 18 اژدر بزرگ و زیردریایی‌های فاتح نیز توان حمل 12 اژدر ویا 8 مین را دارند.
زیردریایی غدیر نیز می‌تواند در اجرای این عملیات به ایفای نقش بپردازد. هر دو مؤلفه‌ی کمیت و کیفیت (فناوری و تسلیحات) این زیردریایی‌ها برای اجرای موفق این عملیات کاملاً کافی است.
زیرسطحی‌های کوچک یک یا چند نفره، معروف به زیردریایی‌های مرطوب که برای عملیات‌های تکاوری، مین‌گذاری و حتی شلیک اژدر در دنیا استفاده می شوند نیز در زمره‌ی تجهیزات نیروهای دریایی کشورمان برای اجرای عملیات مسدود کردن تنگه‌ی هرمز هستند که می‌توانند در نواحی کم‌عرض و کم‌عمق به‌خوبی ایفای نقش کنند.
جالب اینکه بر اساس نقشه‌های جدیدی که توسط نیروهای مسلح کشورمان تهیه شده، خلیج فارس و دریای عمان دارای مناطقی در کف دریا هستند که در نقشه‌های موجود در دنیا تعیین نشده و اگر زیردریایی‌های ایران در این مناطق قرار بگیرند، به‌راحتی می‌توانند چندین شناور نظامی و غیرنظامی را شکار کنند.
ناوهای جنگی :
ناوهای جنگیناوهای جنگی ایران شامل کلاس‌های مختلف ناوچه (شناور موشک‌انداز سریع)، ناو و ناوشکن (ناو محافظ) است. این شناورها قابلیت شلیک چهار موشک دوربرد ضد کشتی «نور» با برد 120 تا 170 کیلومتر و ناوجنگی«قادر» با برد بیش از 200 کیلومتر را دارند. توپ های 114 و 76 میلیمتری این ناوها نیز از برد و قدرت کافی برای تهدید کشتی های مختلف برخوردار هستند و وجود توانایی ضدزیردریایی ناوها برای ایجاد اهرم فشار و همکاری با سایر نیروها در مسدود کردن تنگه‌ی هرمز کاملاً کارامد است.

موشک‌ ها :
موشک‌ هانیروی موشکی کشور را باید به دو بخش موشک‌های سطح به سطح کروز ضد کشتی پرتاب‌شونده از ساحل و موشک‌های بالستیک تفکیک کرد. در زمینه‌ی موشک‌های کروز، تنوع زیادی در برد و قدرت تخریب مشاهده می‌شود. پرتابگرهای ساحلی موشک‌های کوتاه‌برد کوثر، دوربرد نور و قادر تاکنون رونمایی شده و پرتابگر سه فروندی قارعه هم ممکن است مربوط به موشک میان‌برد نصر-1 باشد. این پرتابگرها خوداتکا هستند، یعنی در صورت استقرار در نزدیکی سواحل، بدون نیاز به سامانه‌های جانبی و وابستگی به واحدهای هوایی و دریایی می‌توانند کار کشف، شناسایی و حمله به اهداف دریایی را به انجام برسانند. این سامانه‌ها می‌توانند با استقرار و اختفا در عمق70 تا 150 کیلومتری خاک ایران و حتی از استان کرمان بخش اصلی تنگه‌ی هرمز را تحت پوشش قرار دهند. (البته در این صورت برای اصابت به یک هدف خاص بایستی مختصات اولیه‌ی هدف و دستورات اصلاحی به موشک منتقل شود.) این سامانه‌ها در تعداد زیاد در اختیار نیروهای مسلح کشورمان قرار داشته و آماده‌ی عملیات هستند.
موشک‌های بالستیک دریایی نیز پدیده ای است که مدت زیادی از معرفی آن به دنیا نمی گذرد و ایران دومین کشور در جهان است که توانایی خود را در انهدام کشتی‌ها با موشک بالستیک نشان داده است. هم اکنون سه نوع موشک بالستیک ضدکشتی در ایران معرفی شده که به ترتیب موشک خلیج فارس، موشک تندر و موشک سجیل هستند. موشک خلیج فارس با برد 300 کیلومتر و یک کلاهک 650 کیلوگرمی، تجسم نابودی ناوهای دشمن است و با بهره گیری از پیشران سوخت جامد و سامانه‌های هدف‌گیری و هدایت پیشرفته، در مدت کمتر از چند دقیقه آماده‌ی پرتاب شده و با سرعت 3 ماخ در مدت کوتاهی با زاویه‌ی زیاد (بیش از 45 درجه نسبت به افق) و از بالا به کشتی دشمن اصابت می‌کند. پرتابگر سه فروندی این موشک در همان شلیک اول حجم آتش مناسبی از نقطه‌ی پرتاب و پیش از اطلاع دشمن از محل فراهم نموده و تأثیر عملیاتی موشک را بالا می‌برد و تأثیر اقدامات متقابل دشمن را کاهش می دهد. با توجه به تصاویر منتشره از این موشک، نوع هدایت آن یکی از روش‌های الکترواپتیکی است که کارایی آن را از نظر تأثیرات جنگ الکترونیک دشمن تضمین می‌کند. سرعت بسیار زیاد در هنگام اصابت، زاویه‌ی زیاد و حمله از بالا، نقاط مثبت عملکرد این موشک است که در صورت جداشونده بودن کلاهک آن، می توان احتمال مورد اصابت قرار گرفتن آن از سوی دشمن را در حد صفر دانست.
موشک تندر که کارشناسان برد آن را بین 150 تا 250 کیلومتر تخمین زده‌اند به عنوان یک موشک کوتاه‌برد (در کلاس بالستیک) در کنار موشک خلیج فارس و به صورت ترکیبی با آن عمل کرده و با توجه به تصاویر، سامانه‌ی موشکهدف‌گیری و هدایت آن باید یکی از انوع راداری باشد. عملکرد ترکیبی این دو موشک می‌تواند احتمال اصابت به هدف را بسیار بالا ببرد. از نظر تأثیرات سامانه‌ی جنگ الکترونیکی، باید ذکر کرد تاکنون موشک‌هایی در دنیا ساخته شده‌اند که در صورت اقدام به جنگ الکترونیک از سوی هدف، با آشیانه‌یابی منبع اختلال به سمت آن رفته، در نتیجه احتمال اصابت به هدف افزایش می‌یابد.
این موشک با توجه به برد مناسب خود برای پوشش دادن تنگه‌ی هرمز از عمق خاک ایران توانمند است. موشک خلیج فارس با توجه به برد مناسب خود، می‌تواند از نواحی غربی استان سیستان و بلوچستان، مرکز استان کرمان و نواحی شرقی و جنوبی استان فارس تمام تنگه‌ی هرمز را زیر پوشش خود داشته باشد.
اما مخوف‌ترین سلاح ضدکشتی ایران موشک دوربرد و بالستیک سجیل است. تاکنون تصور می‌شد سجیل تنها به صورت زمین به زمین قابل استفاده است، اما اعلام اخیر نیروهای مسلح در رسانه‌ی ملی نشان‌دهنده‌ی قابلیت استفاده از آن برای انهدام اهداف دریایی است. هر چند نوع سامانه‌ی هدف‌گیری و هدایت این نوع از سجیل مشخص نیست، اما دقت بسیار بالایی در اصابت به هدف از پیش تعیین‌شده را از خود نشان داده است. این موشک ضمن توانایی رسیدن به برد 2000 کیلومتری، با توجه به دستیابی به سرعت‌های 8 تا 12 ماخ (بیش از 2700 تا کمتر از 4100 متر بر ثانیه) تنها انرژی جنبشی کلاهک آن برای نابودی هدف کافی است، اما سرجنگی حداقل 500 کیلوگرمی آن نیز به نیست و نابود شدن هدف کمک می‌کند.
به کمک این موشک می‌توان حتی از سواحل شمال کشور یا حتی دورترین نقطه‌ی شمال غربی کشور تا بعد از تنگه‌ی هرمز را زیر پوشش داشت. این موشک دو مرحله‌ای بوده، با برخورداری از سوخت جامد و رها کردن مرحله‌ی اول پس از اتمام کار، شتاب بالایی داشته و استفاده از برخی روش‌های کاهش بازتاب راداری، کار کشف و ردیابی آن را از سوی دشمن در فاز ابتدایی پرواز دشوار کرده و در فاز نهایی نیز با توجه به اینکه از تصاویر، جداشونده بودن کلاهک این موشک محرز است و سرعت بسیار بالایی هم دارد، احتمال مورد اصابت قرار گرفتن آن توسط پدافند دشمن حتی کمتر از موشک خلیج فارس است.
توپخانه و سامانه ‌های راکتی :
توپخانه و سامانه ‌های راکتیفرماندهان نظامی کشور تاکنون بارها به افزایش برد توپ‌های کالیبر بالای کشور تصریح و گاهی به استفاده از گلوله‌های هدایت‌شونده یا همان کراسنوپل هم، به خصوص علیه اهداف دریایی اشاره کرده‌اند. با توجه به اعلام در اختیار بودن گلوله‌های کراسنوپل، ممکن است همین نوع گلوله یکی از انواع مهمات هوشمند و هدایت‌شونده‌ی مورد اشاره باشد. هم‌اکنون گلوله‌های هوشمندی در اختیار نیروهای مسلح است که با آنها می‌شود حتی خودروهای در حال حرکت را مورد اصابت قرار داد. بدیهی است چنین مهماتی علیه اهداف دریایی نیز قابل استفاده هستند. برد گلوله‌های توپخانه‌ی کشور امروز به بیش از 40 کیلومتر رسیده است که برای آسیب زدن یا انهدام کشتی‌های دشمن کاملاً مناسبند و با توجه به تدابیر تاکتیکی لازمه دارای قدرت تخریب مناسب و قابل استفاده هستند. اینها همه جایی است که از بکارگیری موفق راکت ‌اندازهای فجر-3 و 5 علیه اهداف دریایی در رزمایش‌های گذشته نیز خبر می‌رسد.
جنگنده‌های نیروی هوایی :
هواپیماهای جنگنده‌ی نیروهای مسلح کشورمان قابلیت تجهیز به چند نوع موشک هوا به سطح با قابلیت بکارگیری علیه اهداف دریایی را دارد. این موشک‌ها شامل موشک‌های هوا به سطح هدایت اپتیکی، لیزری و راداری هستند.
موشک‌های نور و قادر قابلیت هواپرتاب داشته و در کنار موشک های سی-801 کی و سی-802، اصلی‌ترین سلاح‌های ضدکشتی هواپرتاب محسوب می‌شوند. همچنین از نظر فنی، امکان بکارگیری موشک‌های کوثر و نصر نیز هست. جنگنده بمب‌افکن‌های نهاجا به طور عمده توان حمل تا 5 موشک از این نوع را دارند.
موشک‌های هدایت تلویزیونی ماوریک با وجود محدودیت برد و قدمت، همچنان برای ضربه زدن به برخی اهداف مناسبند. بمب‌های اپتیکی قاصد 1و2 هم با برد 30 تا 50 کیلومتر و در آینده‌ی نزدیک قاصد 3 با برد بیش از 100 کیلومتر، به عنوان سلاح‌های دورایستا و قدرتمند برای انهدام اهداف دریایی کارآمدند. موشک‌های هدایت لیزری و اپتیکی کی-اچ-25 و 29 روسی هم که قابلیت بکارگیری در هواپیماهای سوخو-24 و همچنین سوخو-25 و میگ-29 (در صورت ارتقا) را دارند به عنوان سلاح‌هایی با برد 10 تا 30 کیلومتر و قدرت تخریب متوسط قابل استفاده‌اند.
همچنین موشک‌های دوربرد، بسیار سریع و ضد رادار کی-اچ-58 هواپیمای سوخو-24 نیز می‌تواند برای حمله به ناوهای دشمن در راستای عملیات انسداد تنگه‌ی هرمز به‌خوبی ایفای نقش کند.
با توجه به تنوع برد و قابلیت تخریب این بمب‌ها و موشک‌ها و همین‌طور توجه به وضعیت منطقه‌ی درگیری، می‌توان از این سلاح‌ها استفاده کرد. مثلاً برای درگیری با ناوشکن‌های موشک‌انداز دشمن، استفاده از تسلیحات دورایستا لازم است و برای متوقف کردن یک کشتی بزرگ، استفاده از یک بمب سنگین.
پهپادها :‌
پهپادها هواپیماهای بدون سرنشین رزمی که امروزه جایگاه خوبی در ارتش‌های پیشرفته‌ی دنیا دارند در ایران از همان ابتدا برای مأموریت‌های ضدکشتی هم درنظر گرفته شده‌اند. جت بمب‌افکن کرار، قابلیت حمل چهار موشک کوثر را دارد که با توجه به سرعت بالای خود می‌تواند انرژی ذخیره‌ی موشک را بالاتر برده و آن را به برد بیشتری برساند.
این پرنده که بردی در حدود 1000 کیلومتر دارد می‌تواند با بهره‌گیری از پرتابگر راکتی، مأموریت خود را از هر نقطه آغاز کرده، با رسیدن به برد مناسب اقدام به شلیک موشک‌های خود کند. هواپیماهای کرار با اتکا به کمیت می‌توانند ده‌ها موشک را به سمت یک ناوگروه دشمن شلیک کنند که با توجه به همزمانی این پرتاب‌ها قطعاً توان پدافندی این ناوها را مغلوب خواهند کرد.
البته باید گفت در کرار تا حدودی از روش‌های در دسترس پنهان‌کاری (رادارگریزی) مربوط به جنس مواد تشکیل‌دهنده استفاده شده تا این پرنده‌ها بتوانند خود را به فاصله‌ی نزدیکی تا ناوهای دشمن برسانند. اما با وجود این استفاده از موشک‌هایی با برد بیشتر مانند نصر-1 کارایی این پهپاد را در چنین عملیاتی بیشتر می‌کند.
بالگردهای ویژه :
بالگردهای ویژهبالگردهای مخلتفی در مأموریت‌های نظامی دریایی در کشورمان استفاده می‌شوند، اما با توجه به وضعیت تهدیدات، بالگردهای شاهد-285 با قابلیت تجهیز به موشک‌های کروز ضدکشتی کوثر و بالگردهای میل-171 با توانایی شلیک موشک‌های دوربرد نور و احتمالاً قادر، می‌توانند از نواحی مختلفی به پرواز درآمده و به طور مؤثری برای ناوگان تجاری و نظامی دشمن تهدید ایجاد کند. همچنین بالگردهای تهاجمی کبرا نیز در رزمایش‌های قبلی در عرصه‌ی دریا به اجرای مأموریت پرداختند. برخی از این بالگردها در جنگ تحمیلی به موشک ماوریک مجهز شده بودند و امروزه نیز قابلیت تجهیز به برخی از موشک‌های ضدکشتی را در صورت ارتقا دارند.

راهکارهای احتمالی ارتش آمریکا
با توجه به اینکه شناورهای ارتش آمریکا در منطقه از پشتوانه‌ای به نام پایگاه پنجم دریایی مستقر در بحرین بهره می‌برند، نباید تصور کرد که آنها به همین راحتی اجازه بدهند ایران اقتدار آنها در منطقه را جلوی هم‌پیمانان منطقه‌ای‌ شان از بین ببرد. طیف قابل توجهی از امکانات زیرسطحی، سطحی و هوایی آمریکا در اطراف کشورمان وجود دارند که در صورت انجام عملیاتی در تنگه‌ی هرمز، تلاش خواهند کرد در راستای تأمین منافع غرب، در مقابل ایران بایستند.
اگرچه نیروی آمریکا در منطقه، عمدتاً دریاپایه و متکی به شناورهایی چون ناوهای هواپیمابر است، اما تعداد قابل توجهی فرودگاه و هواگرد آمریکایی در اطراف ایران وجود دارند که تلاش خواهند کرد راه را بر بستن تنگه‌ی هرمز ناهموار کنند.
به نظر می رسد تلاش آمریکا برای مقابله با بسته شدن تنگه‌ی هرمز مبتنی بر قدرت هوایی، یعنی جایی که کشورمان امکانات مدرن زیادی در اختیار ندارد باشد، چراکه حضور پرحجم دریایی، تلفات فراوانی را به آنها وارد می کند.
به نظر می ‌رسد بر اساس این راهبرد، نیروی هوایی آمریکا تلاش خواهد کرد با تحت فشار قراردادن بنادر ایران، اجازه‌ی خروج شناور های تندرو و ناوچه‌ های موشک ‌اندازی که پدافند هوایی مناسبی ندارند را ندهد و از این راه، تهدید زنبورهای ایرانی را به نوعی خنثی کند . از سوی دیگر، ماهواره‌ های آمریکایی هم تلاش خواهند کرد با شناسایی سریع مراکز شلیک موشک ‌های ایرانی ، اجازه‌ ی استفاده از این قدرت مهم را از ایران بگیرند تا این دو، زیربنای شکست اقتدار کشورمان در اعمال قدرت برای بستن تنگه ‌ی هرمز شود. شناورهای مین ‌یاب، دلفین ‌های تربیت ‌شده و توپ ‌های هدایت جی پی اس نیز می ‌تواند گزینه ‌های آمریکا برای مقابله با مین ‌های موجود در تنگه‌ی هرمز باشد . اما در نهایت «برنده چه کسی خواهد بود؟»
یاد آوری : با توجه به اینکه سکوی پرتاب موشکهای ایرانی ساکن و ثابت نیستند لذا استفاده از ماهواره ها جهت شناسایی بدون نتیجه خواهد بود .
برنده کیست ؟

راه اول نتیجه‌گیری، مقایسه‌ی جزء جزء توانمندی‌های ایران و ارتش آمریکا در این ماجراست. تاکنون گزارش‌هایی با حجم صدها صفحه درباره‌ی این موضوع نوشته شده، اما شاید بهترین راه قضاوت و بیان موضوع، انتشار بررسی خود ارتش آمریکا در سال 2002 برای اولین بار در رسانه‌های رسمی ایران باشد.
بر اساس گزارش یکی از نهادهای مرتبط با ارتش آمریکا، این کشور از 24 جولای تا 15 آگوست سال 2002 میلادی رزمایشی بزرگ با نام «چالش هزاره» برگزار کرد که هدف آن بررسی تمرینات واقعی و شبیه ‌سازی‌ های رایانه‌ای برای مقابله با ارتشی همچون نیروی دریایی سپاه بود.
این رزمایش هزینه ای در حدود 250 میلیون دلار برای آمریکا در بر داشت و به نوعی بزرگترین و گرانترین رزمایش تاریخ جهان لقب گرفت. در بخشی از این رزمایش، نیروی دریایی ایالات متحده‌ی آمریکا در نقش نیروی «آبی» و یک نیروی فرضی به عنوان دشمنی در منطقه‌ی خاورمیانه به عنوان تیم «قرمز» در برابر هم صف‌آرایی کردند. تیم قرمز را ژنرال سپاه تفنگداران دریایی آمریکا، «پاول . کی ون ریپر» فرماندهی می‌کرد. او با توجه به برتری تیم آبی در بحث جنگ الکترونیک و سیستم‌های مخابراتی ترجیح داد با استفاده از پیک‌های موتورسوار و به سبک جنگ‌های جهانی، پیغام‌رسانی کند. با آغاز فاز درگیری، تیم قرمز بدون هیچ هشداری حمله‌ی سنگینی را با ترکیبی از قایق‌های تندرو و موشک‌های کروز علیه تیم آبی ترتیب داد.
در طول این درگیری 15 دقیقه ای، تیم آبی 16 کشتی جنگی خود شامل 1 ناو هواپیمابر ، 10 رزم ناو و 6 ناو تهاجم آبی - خاکی را از دست داد. بر اساس شبیه ‌سازی رایانه‌ای، در صورتی که این نبرد واقعی می‌بود تیم آبی 20 هزار نفر از پرسنل خود را از دست می ‌داد. البته با مشخص شدن نتایج مرحله‌ی اول رزمایش، ژنرال ون ریپر از فرماندهی نیروی قرمز عزل و با تغییر قوانین رزمایش، تیم آبی توانست پیروز میدان شود. در گزارش‌هایی که بعد از این رزمایش منتشر شد به این نکته هم اشاره شده بود که به جای موشک‌های کروز، در این رزمایش از موشک‌های قدیمی «کرم ابریشم» استفاده شده است. می‌توان تصور کرد اگر از موشک‌های پیشرفته‌تر ضد کشتی که هم اکنون در اختیار ایران است استفاده می‌شد، چه بلایی سر ناوگان آمریکایی می‌آمد.
در نهایت، باید به همه‌ی این تجهیزات عنصر شهادت ‌طلبی رزمندگان ایرانی و برخی سلاح‌ها که هنوز به صورت رسمی رونمایی نشده‌اند را هم افزود. حقیقتاً روزهای سختی در انتظار ناوگان دریایی آمریکاست
همشهری پایداری

جنگ نرم

تعریف جنگ نرم

جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است .
به عبارت دیگر جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسياري در علوم سياسي و نظامي مي باشد. در علوم نظامي از واژه هايي مانند جنگ رواني يا عمليات رواني استفاده مي شود و در علوم سياسي مي توان به واژه هايي چون براندازي نرم، تهديد نرم، انقلاب مخملين و اخيراً به واژه انقلاب رنگين اشاره كرد.در تمامي اصطلاحات بالا هدف مشترك تحميل اراده گروهي بر گروه ديگر بدون استفاده از راه هاي نظامي است.
در يك تعريف كامل تر مي توان گفت، جنگ نرم يك اقدام پيچيده و پنهان متشكل از عمليات هاي سياسي، فرهنگي و اطلاعاتي توسط قدرت هاي بزرگ جهان براي ايجاد تغييرات دلخواه و مطلوب در كشورهاي هدف است


دلایل استفاده از جنگ نرم

جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار می دهد.
جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد. جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد موردنظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد ( و از سوی دیگر نشان دهنده ، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت می باشد.

آموزش نظامی

در میان پروژه‌های نظامی‌ای که میان ایران و اسراییل بصورت مشترک در جریان بود، پروژه شکوفه (پروژه گل) یکی از مهمترین آنها به شمار می‌آمد. این پروژه بیشتر برای توسعه برد مفید نسخه جدید سلاح‌ها و موشک‌های ضد کشتی گابریل و بکارگیری آنها در محدوده‌ی (۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتر) متمرکز شده بود. در همین راستا در ۱۸ ژوئیه ۱۹۷۷ حسن طوفانیان معاون وزیر جنگ ایران، در سفری که به اسرائیل داشت، به دیدار موشه دایان، وزیر دفاع اسرائیل رفت. در این جلسه درباره ذینفع بودن ایران از توسعه پروژه شکوفه که درآینده شامل زیردریایی حامل موشک هم می‌شد، بحث انجام شد و ایران نگرانی خود را از توسعه فناوری موشکی هند و پاکستان ابراز کرد. در طی یکسال بعد از این ملاقات، ایران مبلغ ۲۸۰ میلیون دلار حاصل از فروش نفت بود، به این پروژه اختصاص داد. برای پشتیبانی از این پروژه، یک گروه از متخصصان ایرانی شروع به ساخت یک سری از تاسیسات مونتاژ موشک در نزدیکی سیرجان که در جنوب ایران قرار دارد کردند و یک آزمایش موشکی نیز در نزدیکی رفسنجان دایر کردند.


بعد از اینکه پیشرفت تجهیزات نظامی ارتش عراق به شاه ثابت و مشهود شد، رابطه دیگری میان ایران و اسراییل در همکاری پروژهٔ شکوفه در اواخر سال ۱۹۷۷ بوجود آمد و همکاری دو کشور در تلاش برای مونتاژ موشک‌های آمریکایی و با تجهیزات ساخته‌شده توسط اسراییل که توانایی مجهز شدن به کلاهک هسته‌ای را دارا بودند، دیده می‌شد. ترکیبی از ناوبری موشک آمریکایی و تجهیزات راهبری و مورد مهم آن‌که اسراییل مجاز به اشتراک‌گذاری آن تجهیزات با دیگر کشورها نبود. اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها به صورت یکسان، ماهیت و اندازه‌ی این طرح را از ایالات متحده آمریکا مخفی نگه داشتند و به‌صورت راز این پروژه را در بین خودشان نگه داشته بودند.

در سال ۱۹۷۷، اسراییل ۱ میلیارد دلار از ارزش تسلیحاتی خود را برای معامله نفتی در عملیات شکوفه استفاده کرد. به صورت مشترک، ایران و اسراییل پروژه ساخت سلاح هسته‌ای با توانایی شلیک موشک سطح به سطح را آغاز کردند و مایل بودن همانند همتایان آمریکایی خودشان شوند. به نظر می‌رسد اسراییلی‌ها که بخشی از آنها رابطه‌های مفسدانه‌ای را در پیش گرفته بودند با سیاست‌مداران رده‌بالای ایرانی و رهبران نظامی ایرانی از طریق هیاتی که تشکیل داده بودند، تسلیحات نظامی ایران را غنی می‌کردند.

در پروژه شکوفه، همکاری دو کشور در تلاش برای مونتاژ موشک طراحی شدهٔ آمریکایی و با تجهیزات ساخته‌شده توسط اسرائیل که توانایی مجهز شدن به کلاهک هسته‌ای را دارد دیده می‌شود. ترکیبی از ناوبری موشک آمریکایی و تجهیزات راهبری، و مورد مهم آنکه اسرائیل مجاز به اشتراک‌گذاری آن تجهیزات با دیگر کشورها نبود. اسرائیلی‌ها و ایرانی‌ها به صورت یکسان، ماهیت و اندازه‌ی این طرح را از ایالات متحده آمریکا مخفی نگه داشتند و این پروژه را به صورت راز ادامه می‌دادند.

در جریان فوریه ۱۹۷۹ که سلطنت محمدرضا پهلوی بواسطه انقلاب مردم ایران فروریخت، پروژه شکوفه نیز از بین رفت. همهٔ مهندسین اسراییلی و تمام کسانی که با این پروژه دفاعی همکاری می‌کردند به اسراییل برگشتند و همهٔ نقشه‌ها و نمودارهای مربوط به این پروژه که در رابطه با ساخت سلاح بود را از یک راه محافظت شده دیپلماتیک خارج کردند.


برچسب‌ها: استراتژی اسرائیل

اعتراف رسانه فرانسوی به توانایی های ایران؛

فیگارو: تجهیزات نظامی ایران برای بستن تنگه هرمز و پاسخگویی به تحریم ها کامل است*سند

روزنامه فیگارو نوشت: « جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز و در پاسخ به تحریم های جدید که در آینده ای نزدیک ازسوی کشورهای غربی اعمال خواهد شد دارای انواع تجهیزات نظامی است که تقریباً کامل به نظر می رسد.»

به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز،روزنامه فیگارو در تاریخ 18 ژانویه(28 دی) نوشت: «جمهوری اسلامی برای بستن تنگه هرمز و در پاسخ به تحریم های جدید که در آینده ای نزدیک ازسوی کشورهای غربی اعمال خواهد شد دارای انواع تجهیزات نظامی است که تقریباً کامل به نظر می رسد. جمهوری اسلامی به ویژه برای ایجاد مشکل در عبور و مرور از این تنگه حیاتی برای اقتصاد جهانی می تواند از مین، هواناو، موشک، قایق های تندرو و زیردریایی های کوچک استفاده کند. مایکل المان، کارشناس مؤسسه بین المللی مطالعات استراتژیک لندن در این خصوص می گوید: "ایران دارای بزرگ ترین و همچنین متنوع ترین زرادخانه موشک های بالستیکی در منطقه است."حتی اگر تمامی سیستم ها پیشرفته نباشند، حکومت تهران از سال 2000 یک میلیارد دلار در برنامه موشکی خود، به ویژه موشک های قادر، سرمایه گذاری کرده است. این نوع موشک ها قادرند ناوهای جنگی و ناوهای هواپیمابر آمریکایی را مورد هدف قرار دهند. نیروی دریایی، به ویژه نیروی دریایی سپاه پاسداران، با تجهیز خود به راکت، توپخانه، آتشبار و قایق های مهاجم کوچک و تندرو، به عنوان یک نیروی قوی محسوب می شود.»
فیگارو اضافه کرد: « کارشناسان تردید دارند که ایران به تهدیدهای خود مبنی بر بستن تنگه هرمز جامه عمل بپوشاند. مگر اینکه خود را نیز از نعمت نفت محروم سازد. برونو ترتره، محقق بنیاد تحقیقات استراتژیک، می گوید: "درآمد نفتی برای حفظ قدرت و گسترش نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی لازم است و اولین کشوری که تأثیر آن را احساس خواهد کرد، چین خواهد بود. به همین دلیل است که این کشور همواره تلاش کرده تا موضع میانه رویی در مورد جمهوری اسلامی اتخاذ کند." کارشناسان معتقدند که تهدیدهای ایران قبل از هر چیز به این هدف است که نشان دهد دارای توان بازدارنده است. بدین ترتیب می خواهد هر کسی را که قصد اعمال تحریم های جدید دارد، مأیوس سازد.»
این روزنامه فرانسوی در پایان افزود : «برونو ترتره در ادامه می گوید: "خطر بیشتر از رویارویی نظامی ای ظاهر می شود که سنجیده از سوی جمهوری اسلامی به راه افتاده، به عنوان مثال با حمله به یک ناو آمریکایی." درحالی که سپاه پاسداران باید در آینده ای نزدیک مانورهای دریایی دیگری در منطقه آغاز کند، آمریکایی ها و متحدان شان، به ویژه فرانسوی های پایگاه نظامی ابوظبی، خود را برای هرگونه احتمالی آماده کرده اند. یکی از این احتمالات، تضمین عبور و مرور از تنگه هرمز خواهد بود.»

 

پروژه عمليات اطلاعاتي آمريكا عليه ايران

يك پايگاه اينترنتي روسي كه به طور تخصصي در زمينه مسائل ايران كار مي‌كند، طي يادداشتي ابعاد پروژه عمليات جاسوسي و اطلاعاتي آمريكا رد ايران را فاش كرد.

سايت ايران هسته‌اي، متن كامل اين يادداشت كه در پايگاه اينترنتي iran.ru در روز دوشنبه 9 خرداد 1390 (30 مه 2011) منتشر شده، در ادامه مي‌آيد.

***

وقتي روز بيست‌ويكم ماه مه وزارت اطلاعات ايران در بيانيه‌اي از افشاي يك شبكه بزرگ جاسوسي متشكل از سي نفر خبر داد كه براي آمريكا كار مي‌كرده‌اند واكنش رسانه‌هاي غربي ابتدا به گفتن جمله كوتاه و محكم باور نمي‌كنيم محدود شد. بعد آنها شروع به شرح دلايل اين گفته كردند. جالبترين نكته اين است كه جمله باور نمي‌كنيم فقط به تعداد عوامل دستگير شده ربط داشته نه به خود ماجراي جاسوسي آمريكا عليه ايران. بايد گفت اين جريان ديگر كاملاً عادي شده است.

تأكيد ماشين تبليغاتي غرب بر باور نكردن زلزله ايجاد شده توسط سازمان اطلاعات ايران دو فرضيه را ايجاد مي‌كند. نخست اين كه واشنگتن نمي‌تواند اين تعداد جاسوس داشته باشد و مرتكب چنين شكستي شود. دوم اين كه دستگير شدگان عوامل اطلاعاتي نبوده‌اند بلكه مردم عادي مخالف با سياست مقامات ايران بوده‌اند.

ولي بايد گفت نظر محققان متفكر و افراد داراي عقل سليم در مورد جنجال جاسوسي در ايران با آنچه كه رسانه‌هاي غربي ترسيم مي‌كنند تفاوت دارد. نخست اينكه جاسوسي ماهيت اصلي فعاليت سي اي اي و ساير سازمان‌هاي اطلاعاتي آمريكا عليه دشمنان اين كشور است. دوم اين كه آمريكا بايد هرچه سريعتر بهانه‌اي براي واداشتن تهران به اطاعت پيدا كند تا بتواند برنامه هسته‌اي آن را متوقف سازد يا درست مانند اوضاع ليبي در زمان مناسب از مخالفان رژيم اين كشور حمايت كند. ناظران سياسي كه سخنان اخير كبوتر سياه صلح يعني اوباما را در مورد راهبرد عربي به دقت بررسي كرده‌اند به روشني متوجه شده‌اند كه پيش زمينه جنگ با ايران آماده شده است. كافي است يادآور شويم كه فعال كردن همه انواع جاسوسي همزمان با تبليغات گسترده تهاجمي به منظور تحميق جامعه جهاني در آستانه تدارك عمليات جنگي در تاريخ نظامي جهاني امري كاملاً بديهي و جا افتاده است. بهترين گواه اين گفته شكستهاي پياپي سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس در ايران طي چند ماه اخير است. در مورد جنجال جديد بايد گفت شبكه جاسوسي سي نفري از نظر استانداردهاي جامعه اطلاعاتي جهاني چيزقابل توجهي نيست و در تاريخ سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا شبكه‌هاي جاسوسي به مراتب بزرگتري وجود داشته‌اند كه در خاك خود اين كشور فعاليت مي‌كرده‌اند. هر چند برخي كارشناسان يادآور مي‌شوند كه فعاليت جاسوسي گسترده با ابعاد جنگهاي اول و دوم جهاني و جنگ سرد وسيع آمريكا و شوروي تطابق داشته در اين جا نكته‌اي وجود دارد كه رسانه‌ها ترجيح مي‌دهند يا به آن توجه نكنند و يا با شرمندگي در مورد آن سكوت كنند.

مقامات آمريكا اين حقيقت را پنهان نمي‌كنند كه طي سي و دو سال بعد از انقلاب اسلامي ايران سازمانهاي اطلاعاتي آنها جنگ سردي عليه اين كشور راه انداخته‌اند كه به خصوص در اين اواخر با گسترش فعاليت خرابكارانه و جاسوسي دو متحد نزديك آن يعني انگليس و اسرائيل همراه شده است.
همانطور كه روبرت كلاين در تحقيقي تحت عنوان سي اي اي از زمان روزولت تا ريگان تأكيد كرده دانشمندان مي‌دانند كه سرنوشت ملتها را مجموعه‌اي از نيروهاي اجتماعي و رواني و بروكراسي مشخص مي‌كنند كه يكي از مهمترينهاي آنها از اوايل سالهاي چهل فعاليت جاسوسي به منظورجمع آوري اطلاعات در ساير كشورها است كه بر اساس آن برنامه‌ريزيهايي در سطح دولتي انجام مي‌شود و سياستمداران آمريكايي تصميم گيري مي‌كنند. در واقع فعاليت جاسوسي به عامل مهمي در تعيين تاريخ تبديل شده است. علاوه بر اين امروز كاملا مشخص است كه امكانات سازمان‌هاي اطلاعاتي چنان گسترش يافته‌اند كه امپراطوري سي اي اي مي‌تواند بر فعاليت تمام دولتهاي آمريكا تاثير بگذارد.

در چنين شرايطي باراك اوباماي دموكرات هم استثنا نيست. به عنوان نمونه جامعه اطلاعاتي آمريكا مي‌تواند به طور كاملا مستقل تقريباً هر هدف سياسي و راهبردي را عملي سازد كه قبلاً به طور سنتي توسط ارتش يا سازمانهاي ديپلماتيك انجام مي‌شد.

بررسي دقيق اوضاع نشان مي‌دهد كه بسياري از كارشناسان با وجود تمامي تلاش‌هاي سازمانهاي نظامي و وزارت خارجه آمريكا امكانات واقعي اين كشور را براي ايجاد شرايط تجاوز مستقيم به ايران غيرممكن مي‌دانند. موضوع حتي اين نيست كه بخش اعظم نيروهاي متجاوزان بالقوه در عراق و افغانستان و ليبي گرفتارند. يكي از دلايل در كمال تعجب نبود وحدت بين مقامات سياسي و نظامي كشورهاي عضو ناتو و اسرائيل در خصوص روشهاي تاثيرگذاري نظامي بر ايران است. بايد يادآورشد كه موضوع بيشتر از اين كه به برنامه هسته‌اي ايران يا حتي به وجود منابع نفتي و گازي عظيم اين كشور مربوط باشد با نگراني شديد غرب و اسرائيل از تبديل شدن ايران به رهبر منطقه مربوط است، ولي تصميم‌گيري در مورد جلوگيري از چنين چيزي با روش نظامي چندان راحت نيست و علاوه بر اين هزينه‌هاي سنگين مالي و نظامي و راهبردي و تلفات انساني نمي‌توانند هدف تعيين شده يعني نابودي رژيم فعلي ايران را تضمين كنند.

اجراي سناريوي عراق در مورد ايران ممكن نيست. نخست اين كه ايران به مراتب از عراق قويتر و بزرگتر است و كنترل آن براي نيروهاي اشغالگر خيلي دشوار خواهد بود. علاوه بر اين برخي نخبگان غربي از اين مي‌ترسند كه جمهوري اسلامي حتي در بدترين شرايط بتواند براي مدت طولاني تنگه هرمزرا ببندد و حتي زيربناهاي نفتي و گازي كشورهاي پادشاهي حوزه خليج فارس را كه در خدمت آمريكا هستند نابود كند. مقامات غربي به خوبي مي‌فهمند كه چنين چيزي نابودي اقتصاد نه تنها اروپا و بلكه كل جهان را در برخواهد داشت. نمي‌توان موضع چين را فراموش كرد كه ايران براي آن مهمترين شريك فعلي و صادر كننده اصلي انرژي در آينده است. خلاصه اين كه تكرار سناريو ليبي و حمله به يك كشور اسلامي ديگر و جلب حمايت اعضاي شوراي امنيت در مورد ايران كاملاً غيرممكن است. به همين دليل فعلاً با توجه به اختلاف‌نظرهاي موجود در ميان دشمنان ايران بيشترين توجه به فعاليت خرابكارانه با هدف سرنگوني رژيم حاكم بر اين كشور معطوف شده است.

ضمناً فهرست روشهاي دستيابي به اين هدف خيلي گسترده است. سازمانهاي امنيتي كه فعاليت ضد ايراني شديدي دارند از قتل سياستمداران و دانشمندان ايراني و مبارزه ايدئولوژيكي ابايي ندارند و جاسوسي گسترده عليه ايران و حتي ايجاد ستون پنجم در ميان مردم خود اين كشور از دستور كار آنها خارج نيست. توجه زيادي هم به فعاليت خرابكارانه و تحريك كننده در مناطقي مانند كردستان و آذربايجان ايران نشان داده مي‌شود. علاوه بر اين قرار است در زمان مشخصي راي دهندگان معترضي كه در هر كشوري وجود دارند به خيابانها بريزند. يكي از ابزارهاي جاسوسي عليه ايران بدون شك استخدام گسترده اتباع خود اين كشوراست كه امكانات بسيار زيادي براي آن وجود دارد.

لازم به يادآوري مجدد شبكه‌هاي اجتماعي نيست كه جوليان آسانژ به بهترين وجه آنها را توصيف كرده و كاملترين پايگاه اطلاعاتي جهان در مورد انسانها روابط آنها اسامي نشاني محل زندگي بستگان و غيره ناميده كه به راحتي براي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا در دسترس هستند. در واقع ما با انتخاب هر يك از شبكه‌هاي اجتماعي به راحتي تصميم مي‌گيريم كه كنترل ما براي كدام سازمان امنيتي آمريكا راحت‌ترخواهد بود. نبايد فراموش كرد كه مقر فيس بوك ياهو و گوگل در آمريكا است و آنها روابط خاص و توام با اعتماد خود را با سي اي اي و افبي اي كتمان نمي كنند، ولي در كنار اين شبكه‌هاي ويژه روشهاي ديگري هم براي جذب افراد به فعاليت اطلاعاتي وجود دارد كه در رابطه با ايران به طور كامل به كار گرفته مي‌شوند. كافي است تنها به چند نمونه اشاره كنيم. در سال دو هزار و نه در نتيجه عمليات ضد اطلاعاتي نيروهاي امنيتي ايران اسناد محكمي در مورد استفاده سازمانهاي اطلاعاتي خارجي از شركت لوازم ارايشي اوريف ليم به خصوص براي حمايت مالي فعالان جنبش سبز ايران به دست آمد كه البته هيچ ارتباطي با مدافعان محيط زيست ندارد.

درحال حاضر در كشورهايي مانند امارات تركيه و مالزي كه ايراني‌ها بيشتر به عنوان گردشگر به آنها سفر مي‌كنند آژانسهاي كاريابي و تبادل فرهنگي و آموزشي تحت پوشش نمايندگي‌هاي ديپلماتيك آمريكا فعاليت مي‌كنند كه به ايرانيان پيشنهاد رواديد و اقامت و كار و تحصيل در آمريكا مي‌دهند، البته اين اطلاعات كامل نيست.

شبكه بنيادهاي اجتماعي كه به مردم ايران وام مي‌دهند نيز در اين زمينه فعاليت مي‌كنند و مسلم است كه وام را درازاي اطلاعاتي دريافت مي كنند كه بيشترين اهميت را براي سازمانهاي امنيتي آمريكا دارند و به مراكز آموزشي هسته‌اي و دفاعي ايران و خطوط لوله نفتي و گازي سيستم انتقال انرژي فرودگاهها حمل و نقل و بانكها مربوط مي‌شوند. در اينجا اشاره به اين موضوع اهميت دارد كه افراد بدون اين كه خودشان متوجه باشند به مخبر سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا تبديل مي‌شوند و شايد هيچ وقت متوجه نشوند كه در ابر رايانه‌ها پرونده جداگانه‌اي به آنها اختصاص داده شده است. روش‌هاي چنين استفاده‌اي خيلي قابل دسترسي هستند. براي شروع به شخص پيشنهاد پركردن رزومه‌هاي مشخصي داده مي‌شود و در صورتي كه توجه كاركنان سي اي اي را جلب كند و براي استخدام مناسب به نظر برسد پيشنهاد پر كردن فرم به ظاهر معمولي ديگري به وي داده مي‌شود كه براساس تمامي قواعد هنر جاسوسي تنظيم شده است. سپس گزينه‌هاي مختلفي پيش مي ايد. يا شخص تحت پوشش تبادل اطلاعات علمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد يا پيشنهاد همكاري مستقيم با سازمانهاي جاسوسي را در ازاي پاداش دريافت مي‌كند. نهادهاي اطلاعاتي آمريكا چنين فعاليتي را به طور دائمي عليه ايران ادامه مي‌دهند.

عوامل اطلاعاتي آمريكا با رد لفظي ماترياليسم ديالكتيك در واقع بر اساس يكي از قوانين اصلي آن عمل مي‌كنند كه تبديل كميت به كيفيت است. چون هرچه حجم اطلاعات دريافتي بيشتر باشد هر سازمان جاسوسي از ده هنگ نظامي دشمن خطرناكتر خواهد بود. ضمناً بايد به خاطر داشت كه هيچ كس فعاليت جاسوسي را ممنوع نكرده است و هيچ چيز غيرعادي و غير طبيعي در فعاليت اطلاعاتي آمريكايي‌ها وجود ندارد كه پيش از اين هم چنين فعاليت خرابكارانه‌اي را به عنوان مثال عليه اتحاد شوروي به كار مي‌گرفته‌اند ولي در آن زمان شبكه‌هاي اجتماعي چنين نقش مهمي نداشتند. در چنين اوضاعي و با توجه به فعاليت خرابكارانه بسيار گسترده عليه ايران صحبت كردن در مورد اين كه سي جاسوس تعداد زيادي است خيلي ساده انگارانه است. در اين رابطه سخناني كه رجب صفرف مديركل مركز تحقيقات ايران معاصر شش سال پيش به زبان آورده بود به هيچ وجه اغراق آميز به نظر نمي‌رسد. وي تأكيد كرده بود عوامل و جاسوسهاي آمريكايي انگليسي و اسرائيلي در ايران وول مي‌خورند و براي اجيركردن مردم اين كشور و به خصوص جوانان و راي دهندگان معترص ساليانه پانصد ميليون دلار هزينه مي‌شود. ضمنا به گفته بلند پايه ترين ژنرالهاي آمريكايي در نتيجه فعاليت چندين ساله و سيستماتيك سازمانهاي اطلاعاتي اين سه كشور هزاران شهروند ايراني به عوامل اطلاعاتي واقعي تبديل شده‌اند.
با توجه به چنين فعاليت جاسوسي گسترده‌اي بايد گفت، برخلاف اظهارات مدافعان ساده دل حقوق بشر تعداد مخبران داوطلب سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا در ايران به مراتب بيشتر است.

وحشت سازمان هاي جاسوسي غرب از عمليات نفوذي وزارت اطلاعات ايران

وحشت سازمان هاي جاسوسي غرب از عمليات نفوذي وزارت اطلاعات ايران

نمايش فيلم « الماس فريب » كه طي آن يكي از عوامل جمهوري اسلامي ايران وارد كانون هاي ضد انقلابي و سرويس هاي جاسوسي غرب مي شود و بسياري از برنامه هاي آنها از اين طريق لو مي رود ، رسانه ها و عوامل ضدانقلاب را سردرگم كرده است.
پنج شنبه هفته گذشته پيش از نمايش فيلم الماس فريب برخي از رسانه ها با عنوان « اعترافات يك عضو دستگير شده ضدانقلاب » و برخي ديگر « نفوذ وزارت اطلاعات در عمق اپوزيسيون » اين خبر را منتشر كردند و همين نحوه اطلاع رساني - كه مي توان آن را « طرح فريب 2 » ناميد- باعث شد كه نه تنها گروه هاي ضد انقلابي نتوانند نفوذ محمدرضا مدحي و حضور وي در جمع خودشان - علي رغم اين كه فيلم هاي مستند حضور وي در ميان آنها موجود است - را انكار نمايد بلكه به بسياري از حقايق ناگفته نيز اعتراف نمايند.
اما اصل ماجرا اين است كه دستگاه اطلاعاتي كشورمان با استفاده از يكي از عوامل خود به كانون اپوزيسيون خارج نشين و سرويس هاي جاسوسي بيگانه نفوذ مي كند و طرح هاي براندازانه آنان را با شكست مواجه مي كند.
در ذيل برخي از واكنش هاي جريان هاي اپوزيسيون و ضدانقلاب كه بوضوح حاكي از سردرگمي عجيب آنهاست مرور مي شود.
سايت روز آنلاين وابسته به گروه هاي ضدانقلاب در يادداشتي با عنوان نفوذي در اپوزيسيون يا زنداني در تهران مي نويسد : آيا او بر اساس ادعاي برخي رسانه هاي حكومتي بازداشت شده و آنچه در برنامه مذكور گفته ، اعترافات اوست يا اين كه او و دستگاه امنيتي جمهوري اسلامي اپوزيسيون خارج از كشور را فريب داده اند ؟ اين سايت مي نويسد : مدحي در سال 88 و پس از حضور در اروپا و آمريكا مصاحبه هاي متعددي با رسانه هايي از جمله گاردين ، نيويورك تايمز ، راديو زمانه ، روزآنلاين ، خود نويس ، صداي آمريكا و ديگر رسانه ها داشته است.
روزآنلاين در ادامه سردرگمي اپوزيسيون مي نويسد : هنوز مشخص نيست محمد رضا مدحي از ابتدا به عنوان عامل نفوذي وارد اپوزيسيون خارج از كشور شده و آنچه او در اين برنامه گفته روايتي است نفوذ است يا اعترافاتي در بازداشت، همان طور كه معلوم نيست او چگونه سر از تهران درآورده است.
عصبانيت سيا
راديو سازمان سيا كه در اين عمليات بيشترين ضربه به پيكره اطلاعاتي اش وارد شد با ادبيات كاملا عصباني به دفاع از خود مي پردازد و فيلم الماس را اينگونه توصيف مي كند؛ « آشفته ترين و از هم گسيخته ترين رمان تصويري » و توضيح نمي دهد كه مستندات تصويري چگونه قابل انكار است ؟
اين راديو اصل حضور مدحي را براي بازسازي جايگاه خود زير سؤال مي برد و علي رغم مصاحبه هاي متعدد صداي آمريكا با وي مي افزايد : محمدرضا مدحي بازيگري است كه در اولين حضور تلويزيوني نقش اول را به او داده اند، بازيگر بسيار بي تجربه و ناپخته اي كه پيش از اين داستان هيچ كس حتي نام وي را نشنيده است !
راديو سازمان سيا كه نگران اثرات اين فيلم است چهار هدف را براي نمايش اين فيلم برمي شمرد : قدرت اطلاعاتي ايران، نشان دادن اين كه دستگاه هاي جاسوسي غرب از جنبش سبز حمايت مي كنند ، تخريب دولت در تبعيد و اثبات تلاش دول غربي براي براندازي حكومت جمهوري اسلامي.

مدحي را دزديده اند
نشريه الكترونيك ايران گلوبال وابسته به گروه هاي ضد انقلاب نيز در مطلبي درباره چگونگي شكست طرح سردار مدحي مي نويسد: «مدحي در طول يك عمليات نظامي دزديده شد». در ادامه اين مطلب آمده است؛ «آمريكا و غرب از چندي پيش در پي يك كودتاي نظامي با كمك بخشي از نظام بودند تا به اين ترتيب نظامي سياسي در ايران را بار ديگر به روش گوادلوپ ديگري دستخوش تغييرات مردم و زمان پسند خود نمايند.» به اين ترتيب ايران گلوبال تاييد مي كند كه دستگاه اطلاعاتي ايران يك پروژه بسيار مهم آمريكايي را ناكام گذاشته است.
آشفتگي نوري زاده
نوري زاده جاسوس موساد و عامل MI6 كه ديدارهاي متعددي با مدحي داشته است نمي داند كه كدام مدحي را باور كند آنكه با وي در صداي آمريكا مصاحبه هاي متعددي را انجام داد و يا آن فردي كه در ايران از ساده لوحي گروههاي ضد انقلاب سخن گفت!
به نوشته پايگاه هاي ضد انقلاب وي كه در اوج از هم گسيختگي روحي قرار دارد، در ابتدا مي گويد: هيچ اطلاعاتي از اين دولت در تبعيد ندارد و رابطه اي هم با گروه موج سبز كه ظاهراً جهانشاهي پايه گذار آن است نداشته است!
نوري زاده در عين حال ارتباطاتش با مدحي را تائيد مي كند و مي گويد : زماني كه من با ايشان تماس گرفتم يك سال و اندي بود كه ايشان در خارج بود . چندين مصاحبه هم قبلش كرده بود ، براي من مداركي فرستاد كه آن مدارك درست بود . نشان دهنده ارتباط و وابستگي ايشان بود، ايشان چند ماهي در برنامه تلويزيون من آمد و صحبت كرد.
نوري زاده كه معلق در زمين و آسمان است نمي داند كه آيا مدحي به ايران رفته است يا او را برده اند. او مي گويد : من اعتقاد دارم ايشان بعد از آن كه به موج سبز پيوسته و آنجا شروع به فعاليت كرده آن انتظاراتي را كه داشته برآورده نشده.
او در جملاتي سراسر تناقض مي گويد: «به نظر من (مدحي) يا در شرايطي قرار گرفته كه نتوانسته است نه بگويد، يا زير تهديد اين كار را كرده است و همين تناقض روايات منتشره در ايران حكايت گر اين است كه آقاي مدحي به صورت عادي به ايران نرفته، ايشان يا با تهديد اقناع شده و يا او را برده اند.»
عليرضا نوري زاده ضمن تاييد نشست پاريس مي گويد: «آقاي هنري برنار لويي فيلسوف فرانسوي ما را دعوت كرده بود به تالار فرهنگ هاي فرانسه، در آنجا ما رفتيم راجع به جنبش سبز در ايران سخنراني كرديم، خيلي ها در آن جلسه بودند از جمله آقايان مخملباف، كاك حسن شرفي از دمكرات كردستان، كاك عبدالله مهتدي از كومله، حسين بر از بلوچ ها، دكتر مهرداد خوانساري، جهانشاهي و من... به اين ترتيب او حضور تمام سران اپوزيسيون را در اين جلسه تاييد مي كند (همان چيزي كه در فيلم بود) و موضوع حمايت از فتنه گران را نيز تصديق مي كند. برخي كارشناسان در تهران مي گويند علت اينكه گفته هاي نوري زاده با هم در تناقض است، شايد اين است كه او به اين نتيجه رسيده است كه مدحي سخنان و اسناد بيشتري دارد كه در آينده به آن مي پردازد.
در اين حال جنبش آذربايجان براي دموكراسي و يكپارچگي ايران يكي از معدود گروههايي بود كه ادعا مي كند به جنبش جمع ياران نپيوست و در اين مورد اطلاعيه اي صادر كرد كه نشان مي دهد مدحي همه گروههاي ضدانقلاب را در آنجا گردهم آورده است. اين گروهك ضد انقلابي مي نويسد: «در نشست پاريس از «جنبش آذربايجان» نيز دعوت شده بود و رئيس هيات اجرايي جنبش تا پاريس هم رفته بود كه با مدير اصلي همايش دو روز قبل از برگزاري نشست جلسه اي خصوصي داشته و مطالبي را به شرح زير يادآوري نموده و بنابر همين به دو دليل در نشست پاريس شركت نكرده است:
الف: حضور عنصر تروريستي حكومت اسلامي بنام سيدمحمدرضا مدحي در دايره اين تيم
ب: شركت برخي هم وطنان ناآگاه مان از كنگره مجهول و ياغي منش مليت ها كه ناقض يكپارچگي ملي ايران هستند».
همچنين سايت بي بي سي هم در گزارشي از اين موفقيت اطلاعاتي نوشت: اين نخستين باري نيست كه مقامات اطلاعاتي جمهوري اسلامي از نفوذ در تشكل هاي مخالف در خارج و سازمان هاي اطلاعاتي كشورهاي مختلف سخن مي گويند و آن را نشانه قدرت و گستره جهاني فعاليت هاي خود مي دانند هر چند به گفته مخالفان، هدف از چنين اظهاراتي را احتمالا ايجاد نگراني در ميان مخالفان، تقويت روحيه طرفداران حكومت و ماموران امنيتي و ارتقاي موقعيت نهادهاي اطلاعاتي در تشكيلات حكومتي بوده است.
وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران در فيلم مستند الماس فريب فارغ از اينكه نشان داد كه گروههاي ضدانقلاب عروسكهاي دست گردان سرويسهاي جاسوسي غرب هستند كه درصدد براندازي مي باشند نكته مهم ديگري را نيز افشا كرد و آن اينكه عليرغم اتصال آنها به سرويسهاي جاسوسي غرب كه مجهز به پيشرفته ترين وسايل جاسوسي هستند نه تنها از قدرت اشراف اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران ناآگاه هستند بلكه در پروژه هاي خود بسيار آسيب پذير و سطحي به نظر مي رسند.
شايستگي نيروهاي اطلاعاتي در اين عمليات باعث شده است كه گروههاي ضدانقلابي نسبت به عملكرد خود و احتمال دستيابي به موفقيت نااميد شوند به طوري كه برخي از كاربران سايت صهيونيستي بالاترين در واكنش هايي اظهار داشته اند كه هوش كاربران معمولي ما صدبرابر بيشتر از نوري زاده است. ايران گلوبال، سايت تحليلي ضدانقلاب در جمع بندي اين موضوع نوشته است: «همين امروز با شنيدن اين خبر شروع كرده اند به توهين به برخي افراد دانشمند و خوب مردمي، از جمله آقاي نوري زاده. دوستان! نيازي به كوبيدن و يا سلب اعتماد كردن و يا خداي نكرده توهين و اعتراض به دوست خوب ما آقاي نوري زاده نيست. اگر ايشان فريب خوردند، مثل تمام ما دليلش صداقت و سادگي ايشان است. و آن چيزي نيست كه ايشان را فرد بدي كند. بيائيد اين بار هوشمند باشيم و اجازه ندهيم رژيم با استفاده از اين داستان سعي كند در ميان صفوف مان شكاف ايجاد كند و ما را به جان همديگر بياندازد. امثال آقاي نوري زاده ممكن است...